پارت هفتاد و نهم :

سیاوش که از لحظه شنیدن خبر عروسی پریزاد آشوب به دلش افتاده بود، بی آنکه وقت تلف کند، به سمت در دوید و رو به طوبی خانم گفت:
_به حرمت حقی که به گردنم دارید کاری با محبوبه ندارم.
سپس در چوبی طناب پیچ شده را به زحمت باز کرد و ادامه داد:
_خیالتون راحت، هیچ کدوم از خطاهای دختر دایی به بیرون درز نمیکنه.
طوبی خانم خجالت زده از عمل زشت دخترش، زیر لب "خدا خیرت بده" ای گفت و بار دیگر به سرØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    خسته نباشی نرگس جان عالی بود قلم زیبائی دارین پیشنهاد میکنم حتما این رمان زیبا را بخونید🙏🏻🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌹♥️

    ۱۱ ماه پیش
  • Sedna

    0

    ممنون بانوی عزیز خیلی قشنگ بود😘 حالا سیاوش که خودش قراره خلاص سه و بیاد دنبال پریزاد واقعا تنهایی چجوری پریزادونجات بده ازدست این شیاطین🥺

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💝💞

    ۱۱ ماه پیش
  • بانو

    0

    کاش یه پارت هدیه برامون درنظر بگیرید اینقدر جذاب مینویسین تا میام بخونم تموم شده ما موندیم تو خماری

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    شاید داشتیم😏

    ۱۱ ماه پیش
  • بانو

    0

    شما شایسته ستایش هستین بااین قلم زیباتون هرپارت عالی تر دلنشین تر

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    خجالتم ندید عزیزم🙏🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    اسم شهبازوبایدمیزاشتن شیادخان والابخدا

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😅

    ۱۱ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    ممنون ازت نویسنده توانمندواقعامحشره قلمت پایدار❤️❤️🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏❣️

    ۱۱ ماه پیش
  • سعادت

    0

    خدایا هر چه زودتر پریزاد را ازدست این شیاطین نجات بده

    ۱۱ ماه پیش
  • اذر

    0

    چه دایی بدجنسی

    ۱۱ ماه پیش
  • سمیه

    0

    کاش اتفاقی برای پریزاد نیفته

    ۱۱ ماه پیش
  • ابی

    0

    واقعا لطف بزرگی کردی دلم نمیخاهد دیگه دوباره سیاوش گیرش بیفتد ولی خدایش یعنی شهباز نمیدونه ماهرخ چه جانوری داداشش کشته

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    کاش سیاوش نمیومد...

    ۱۱ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    چه قدناراحتم برای پریزادوسیاوش طفلیا ازاول داستانشون تاالان چه سختی هاکه نکشیدن 😔😔

    ۱۱ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    خدالعنتشون کنه .میگه ازآن نترس که های وهوداردازآن بترس که سربه توداردراست گفته واقعااین شهبازخان چه قدمارموزه

    ۱۱ ماه پیش
  • رزا

    1

    وای معلوم بود این شهباز خان آب زیر کاه نقش پسر خوبه را بازی می کنه الحق که هم نریمان هم شهباز پسرای اون جانی ان

    ۱۱ ماه پیش
  • هیفا

    0

    وای این ماهرخ چقدرکثیفه کی سیاوش برسه کاشکی یه پارت هدیه بدین

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    کامنتا خیلی کمه🥺

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️