پارت هشتاد و دوم :

تلخی بوی عطرش دلم را به آشوب انداخت
حس کردم برای لحظه ایی به چشم های خودم هم اعتماد ندارم! حس کردم کابوس میبینم! کابوسی که با آن لبخند طعنه دارش از دور خیره به صورتم شده بود.
_ بفرمایید داخل آقا متین خیلی خوش اومدید. حسین آقا ببین کی اومده.
صدای مامان درست شبیه کشیدن اَره بود روی تنه ی خشکیده ی بدن نیمه جانم!
_ فدای شما حاج خانوم ممنون از دعوتتون. آقای نیکزاد عذر میخوام دیگه د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت حامد در رمان نسیان حامد
تصویر شخصیت بابک در رمان نسیان بابک
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان نسیان نیلوفر
تصویر شخصیت متین در رمان نسیان متین
تصویر شخصیت ثمر در رمان نسیان ثمر
تصویر شخصیت سایه در رمان نسیان سایه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    2

    وای سمانه جون این چکاری بود آخه،چرا مادرش این کارو کرد،فکر کردم کار حسین آقا باشه از لج حامد😭😭😭

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    باید تا پارت بعدی صبر کنی🥲

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    تو دلم حرص گیر کرده قشنگ😭😭😭

    ۹ ماه پیش
  • میم

    2

    تمام حس وحال خوبم پرید با ورود این نکبت خان،یکی نیست بگه تو بی احساس برات چه فرقی می کنه با کی ازدواج کنی یا حتی ازدواجم نکنی تو همین طوریشم از هفت دولت آزادی با ویدا جونت 😡😡😡

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    موافقم🤌🏻

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    1

    عه عه یکی نیست بهش بگه الان که دیگه با ویلایی چیکار به سایه داری

    ۹ ماه پیش
  • میم

    1

    ولی از اون نظر بهش حق می دم انتخابش ویدا نباشه،اونو برای هوس دو روزه می خواد،ولی بحث ازدواج می شه همه حتی یکی مثل متین دنبال یه دختر پاک و نجیب می گردن،اینم داره تلاششو می کنه حتی به زور🤔

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    1

    آفرین دقیقا . بعد کلا متین انگار رو سایه احساس مالکیت داره یعنی از ایناست که خودش بخواد هر کاری میتونه بکنه ولی سایه رو زندونی خودش میکنه

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    2

    ای بابا چیشد من اینجا حق رو به متین میدم آخه سایه از همون اول محکم وقاطع به متین جواب رد نداد وباعث این همه مشکل شد

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره خب یه جورایی 😑

    ۹ ماه پیش
  • میم

    1

    ولی من هیچ حقی بهش نمی دم،اولا درسته جواب رد بهش نداد ولی فرض به جواب مثبت هم بگیریم با اون افتضاحی که با ویدا بار آوردن کدوم زنی می مونه و طلاق نمی گیره؟؟؟تازه آقا دلیل اون کارشم سایه می بینه 😮

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    منم دقیقا هم نظرم باهات. متین سایه رو لای منگنه گذاشته بود اینقدر احمق بود که نمیفهمید به زور نمیشه با کسی بود

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    مرتیکه رو دلم میخواد خفه اش کنم حالا فکر کن به گوش حامد برسه😭

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    حق داری خفه اش کنی🤦🏻‍♀️

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    2

    یکم آرومتر بابا چتونه یکم منطقی فکر کنید خوب ببینید کی باعث شده متین هیولا بشه خوب سایه هم کم مقصر نیست

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    بابا آخه سایه اصلا هیچ قولی ام بهش نداده بود این واسه خودش بریده و دوخته بوده

    ۹ ماه پیش
  • میم

    2

    وای خدا لعنتت کنه هوسباز کثیف،تو خود خود لجنی،کسی اونجا نکشیده تورو 😡😡😡

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دیگه به قول خودش هیولا شده🤦🏻‍♀️

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    2

    تقصیر سایه است که یکی به میخ میزد یکی به نعل حالا هم باید بکشه آشیه که خودش پخته

    ۹ ماه پیش
کپی شد!