نسیان به قلم سمانه حسینی
پارت هشتاد و دوم :
تلخی بوی عطرش دلم را به آشوب انداخت
حس کردم برای لحظه ایی به چشم های خودم هم اعتماد ندارم! حس کردم کابوس میبینم! کابوسی که با آن لبخند طعنه دارش از دور خیره به صورتم شده بود.
_ بفرمایید داخل آقا متین خیلی خوش اومدید. حسین آقا ببین کی اومده.
صدای مامان درست شبیه کشیدن اَره بود روی تنه ی خشکیده ی بدن نیمه جانم!
_ فدای شما حاج خانوم ممنون از دعوتتون. آقای نیکزاد عذر میخوام دیگه د
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
باید تا پارت بعدی صبر کنی🥲
۹ ماه پیشسهیلا
2تو دلم حرص گیر کرده قشنگ😭😭😭
۹ ماه پیشمیم
2تمام حس وحال خوبم پرید با ورود این نکبت خان،یکی نیست بگه تو بی احساس برات چه فرقی می کنه با کی ازدواج کنی یا حتی ازدواجم نکنی تو همین طوریشم از هفت دولت آزادی با ویدا جونت 😡😡😡
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
موافقم🤌🏻
۹ ماه پیشسهیلا
1عه عه یکی نیست بهش بگه الان که دیگه با ویلایی چیکار به سایه داری
۹ ماه پیشمیم
1ولی از اون نظر بهش حق می دم انتخابش ویدا نباشه،اونو برای هوس دو روزه می خواد،ولی بحث ازدواج می شه همه حتی یکی مثل متین دنبال یه دختر پاک و نجیب می گردن،اینم داره تلاششو می کنه حتی به زور🤔
۹ ماه پیشسهیلا
1آفرین دقیقا . بعد کلا متین انگار رو سایه احساس مالکیت داره یعنی از ایناست که خودش بخواد هر کاری میتونه بکنه ولی سایه رو زندونی خودش میکنه
۹ ماه پیشسرو
2ای بابا چیشد من اینجا حق رو به متین میدم آخه سایه از همون اول محکم وقاطع به متین جواب رد نداد وباعث این همه مشکل شد
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره خب یه جورایی 😑
۹ ماه پیشمیم
1ولی من هیچ حقی بهش نمی دم،اولا درسته جواب رد بهش نداد ولی فرض به جواب مثبت هم بگیریم با اون افتضاحی که با ویدا بار آوردن کدوم زنی می مونه و طلاق نمی گیره؟؟؟تازه آقا دلیل اون کارشم سایه می بینه 😮
۹ ماه پیشسهیلا
2منم دقیقا هم نظرم باهات. متین سایه رو لای منگنه گذاشته بود اینقدر احمق بود که نمیفهمید به زور نمیشه با کسی بود
۹ ماه پیشسهیلا
2مرتیکه رو دلم میخواد خفه اش کنم حالا فکر کن به گوش حامد برسه😭
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
حق داری خفه اش کنی🤦🏻♀️
۹ ماه پیشسرو
2یکم آرومتر بابا چتونه یکم منطقی فکر کنید خوب ببینید کی باعث شده متین هیولا بشه خوب سایه هم کم مقصر نیست
۹ ماه پیشسهیلا
2بابا آخه سایه اصلا هیچ قولی ام بهش نداده بود این واسه خودش بریده و دوخته بوده
۹ ماه پیشمیم
2وای خدا لعنتت کنه هوسباز کثیف،تو خود خود لجنی،کسی اونجا نکشیده تورو 😡😡😡
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دیگه به قول خودش هیولا شده🤦🏻♀️
۹ ماه پیشسرو
2تقصیر سایه است که یکی به میخ میزد یکی به نعل حالا هم باید بکشه آشیه که خودش پخته
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

میم
2وای سمانه جون این چکاری بود آخه،چرا مادرش این کارو کرد،فکر کردم کار حسین آقا باشه از لج حامد😭😭😭