پارت هشتاد و یک :

_ خانم نیکزاد آقای نامدار باهاتون کار داشتن، منتظر شما هستن.
تشکر کنان از خانم صادقی، از جا بلند شدم. هر قدمم پر بود از انزجار اما چاره ایی نداشتم. پشت در اتاقش که رسیدم ضربه ایی کوتاه زدم
_ بیا داخل.
آرام وارد شد و ایستادم کنار در
_ کارم داشتید!
با دست به صندلی ها اشاره کرد _ میتونی بشینی!
_ ممنونم اینجوری راحت ترم.
دستی به کراواتش کشید و صدایش را صاف کرد
_ با توج

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت حامد در رمان نسیان حامد
تصویر شخصیت بابک در رمان نسیان بابک
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان نسیان نیلوفر
تصویر شخصیت متین در رمان نسیان متین
تصویر شخصیت ثمر در رمان نسیان ثمر
تصویر شخصیت سایه در رمان نسیان سایه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    وایییی یعنی حامد اومد، چقدر جاش خالی بود تو این دورهمی و نذری 🤩😍

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    بگم حدست درست بود یا غلط!

    ۹ ماه پیش
  • میم

    2

    فقط نگی متین بوده که دیگه نمی دونم چی بگم،اصلا مگه می شه،سایه از اون فاصله عطرشو احساس کرده😮

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    من‌نمیدونم 😶

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    من استرس گرفتم نمیتونم برم پارت بعدی😭

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    برو من پشتتم نترس😄

    ۹ ماه پیش
  • میم

    2

    وای منم داشتم می رفتم پارت بعد ولی پیامتو دیدم استرس گرفتم

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    1

    برو فقط بخون😭

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    نهههههههههههه امکان نداره حامد نباشه حامدههههههههه

    ۹ ماه پیش
  • میم

    2

    ولی متین مشکوک بود،قشنگ معلوم بود فهمیده،ولی سایه خوب بی محلش کرد،به تو چه ربطی داره آخه پررو توکه خودت خودتو کنار زدی با کارات 🤔😏

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    متین پر ادعا تر از این حرفاست

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    این متینی که من می بینم دست بردار نیست کثافت داره سایه رو اذیت میکنه😭

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    3

    بچه ها کجایید که یدونه پارت هدیه ی دیگه گرفتم بیان حالش رو ببرید

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    همگی سرو و سر لوحه اعمالتون کنید😎🤌🏻

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    2

    ممنون ممنون ساعت۴ می بینمت

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    بوس بهت

    ۹ ماه پیش
  • میم

    1

    وای سروجون دستت درد نکنه خیلی به موقع پارت هدیه رو گرفتی،از شمام ممنون سمانه جون 😘😘😘👏👏👏❤️

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزممممم

    ۹ ماه پیش
  • میم

    1

    خدای من چه دورهمی قشنگی ،چقدر به حال و هوای بارونی امروز ما میومد،فقط از آشش به ما ندادن نامردا 😠🤭

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آخ گفتی...

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    3

    سممممااااانهههههههه کجاییی من کور شدم پارت بده تادوباره بینایییم برگرده

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ای وای دور از جونت دختر چشم میذارم دوباره😘

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    2

    وایییییییی مرسی عشقم فقط کی پارت را میذاری

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ایشالا ساعت ۴ میذارمش

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    3

    سماااانه من گناه دارم بخاطر من یادته سابقم چقدر درخشان بود الان هم کوری هم بهش اضافه شد یکم دلت بحالم بسوزه

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    چشم عزیزمممممم

    ۹ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    واااااااااای سرو دیدی به نظرم حامد اومد مهمونی نذری😭😭😭😭

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    3

    سمانه به من بینوای نابینا کمک کن

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    نگوووووووو دور از جونت

    ۹ ماه پیش
  • سرو

    3

    وای سمانه جون من کور شدم یاواقعا پارت تموم شده

    ۹ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    نه تموم شد🤭

    ۹ ماه پیش
کپی شد!