پارت هفتاد و ششم :

یاسمین ماسک را روی صورتش قرار داد و از ماشین پیاده شد.
قبل از آنکه درب را ببندد،نگاهش به شاهین افتاد.
او هنوز در جای خود نشسته‌بود و از پشت شیشه داشت به سردر دانشگاه نگاه می‌کرد.
یاسمین خواست از او بپرسد 《نمیای؟》
که شاهین از او پیشی گرفت و گفت:
-دانشگاهت شلوغه؟ یعنی رفت‌و‌امد داخلش زیاده؟
یاسمین همان‌طور که به او خیره مانده‌بود، پاسخ‌داد:
-خب دانشگاهه دیگÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    طفلک شاهین.حالا توی این همه شلوغی مهران از کجا پیداش شد؟

    ۱ ماه پیش
  • آرزو

    0

    ای بمیری اگه مهران یاسمینو بشناسه چی

    ۲ ماه پیش
  • هانیه

    2

    اگه من جای یاسمین بودم و علاقه ام رو رها میکردم افسردگی می گرفتم 😓 یاسمین خیلی خوبه🙂💪

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دیگه در حال حاضر چاره‌ای نداره🥺

    ۷ ماه پیش
  • asma

    0

    نمیدونم الان فقط دارم ازاسترس سکته ناقص میزنم

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دور از جونت عزیزم❤️

    ۸ ماه پیش
  • Asal

    0

    فقط دست این هرج و مرج دانشگاه و حال بده شاهین،مهران خان کم داشتیم که بشه تیتر امروزمون . خدا بخیر کنه😂😂

    ۱۰ ماه پیش
  • Asal

    0

    اوه اوه احساس میکنم اوضاع خیط شد

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    0

    حتماً مهران میاد برای غلط کردن

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    4

    دقت کردین لبخندهای شاهین رفته رفته بیشتر میشه؟

    ۱۰ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    آره🥹😍 از بس دخترمون شیرین و بامزست، الانم دیگه توی اون قفس نیست ، آزادی عمل بیشتری داره و بیشتر خودشه و این خیلی جذابش میکنه😏😉❤️ 🔥

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    0

    واقعا هم اینطوره

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    3

    ای مهران عوضی به وقتش دل دخترمو سوزوندی حالا وقتشه با دیدن خدای جذابیت کنار یاسمین کونت بسوزه

    ۱۰ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    با حرفت موافقم به شدتتتتت😁😋 ولی الان سوال اصلیم اینجاست که چطور کلمه ی یکی مونده به آخر نظرت رو سانسور نکرده دنیای رمان؟ نکنه با من مشکل شخصی داره؟ آخرشم میترسم منو ی روز بندازه بیرون😮 💨😟😓

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    0

    دیگه دیگه 😊😊😊

    ۱۰ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • تارا آرام

    0

    والا اصلا یادم نمیاد چی نوشته بودم سانسورش کرده ، تا جایی ک یادمه میخواستم شکل خلاصه ی ایالات متحده ی *** رو بنویسم، نمیدونم چی نوشتم ک سانسور شده😂😁🫤🥲 فک کنم کلا با من لج افتاده دنیای رمان😁🫠

    ۱۰ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    خیلی خب مینویسم شیطان بزرگ راضی میشین؟ اصن نمیفهمم چرا سانسور میشه،اشکال نداره...👩🏻 🦯

    ۱۰ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    پسره یه پیراشکی خرید هممون چشمش زدیم از پا در اومد

    ۱۰ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    شاهین چشه؟نکنه تو یتیم خونه بزرگ شده و اذیتش کردن و از ازدحام میترسه؟؟؟

    ۱۰ ماه پیش
  • Roghayyeh

    1

    اه اه تو این هاگیر واگیری مهران از کجا پیداش شد پسره ایکبیری

    ۱۰ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    2

    آخییی شاهین..یعنی ازدحام باعث بدی حالش میشه؟ مهران کی بود؟؟

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    1

    مثل اینکه قبلا با یاسی با هم بودن

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    2

    شاهین چرا همچین میشه 🙁💔

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️