جمجمه ی شیطان به قلم معصومه علیایی
پارت بیست و پنجم :
پایین آمده از دیوار، پاهایش را که با پرشی کوتاه روی زمین گذاشت، لحظهای نگاهش را به در داد و سپس بی معطلی و با قدومی بلند و شبیه به دویدن از کوچه خارج شد.رسیده کنار ماشین، در را باز کرد و سپس روی یک زانویش نشسته، تنش را داخل ماشین کشید. یک دستش زیر صندلی برد و چشمانش را که قدری ریز کرد، دستش اسلحهای که زیر صندلی چسبانده بود لمس کرد. سر چرخانده به اطراف، حضور کسی را که ندید، نفس حبس سینها
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
خیلی رو مخه
۲ هفته پیشاِنیگما
1وا این عزت هم دیوونه ست😕 با صحرا بچم چیکار داری خب🥺🥺
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
همینو بگو، دخترم بدهکاره که بدهکاره، حالا یه چاقو کشید برات این دیونه بازیا چیه دیگه😂
۶ ماه پیشSare
1اوہ اسلحہ دارک شد😁😧
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بله خب😌
۶ ماه پیشنسیم
1خب تا اینجا شو که حدس میزدم اینجوری میشه😑😑 بریم پارت بعد😉😉
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
برو پارت بعدی
۶ ماه پیشالناز
0صحرا بعد بگو میثاق بده
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بچهام😂
۷ ماه پیشفاطی
0وااا..عزت با چاقو میثاق با اسلحه رو تهدید میکنه
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
گفت که اون اسلحه عملا به درد نمیخوره، کافیه یه گلوله شلیک بشه و تو دردسر بیفتن
۷ ماه پیشElina
0میثاق همه چشم امیدمون به تو زود باش این عزت سر جاش بنشون 😂
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
حالا وایسا به حسابش میرسه
۷ ماه پیشدریا
0خدایا عزت دیوووووونه اگه صحرا رو بیشتر از این اذیت کنی خودم میکشمتت
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
صحرا چه طرفدار داره ولی😂😂
۷ ماه پیشثریا
1💕💕💕💕💕
۸ ماه پیشمحرابی
0ممنونم وای چه پارت هیجان انگیز ی بود. مردک دیوانه نمیگه رگش *** بشه ابله
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
اون دنبال پولش بود فقط
۹ ماه پیشفیوزپفیوز
0پس درستهههه آقا عزت خودشم دوست داره یه کپی اضافه بگیرههه.....میثاق جان....یک...دو...سه....برو تو کارشششششش
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آقا عزت خبر نداشت میثاق میاد وگرنه عمرا پاشو تو خونه صحرا میذاشت
۹ ماه پیشفیوزپفیوز
0خبر هم نداشته باشه قلم پاشو میشکنم نزدیک دخترکم بشه😔😔دخترکم خودش یار داره همدم و همراااه داره...اهاا..بیا قرش بده
۹ ماه پیشراز
0ای بازم جای حساس تموم شد🫣
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
من پارتای هدیه ام هم جای حساس تموم میشن😂
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آتانازدلارام
0چقدر از این عزت بدم میاد میثاق بزن لهش کن