پارت بیست و چهارم :

نگاه سمت آینه بغل کشاند و رد بوسه‌ی دم پیاده شدن شادی را که روی گونه‌اش دید، اخمی کرد و حینی که گونه‌اش را پاک می‌کرد، گفت:
-اگه اینطوری میرفتم و صحرا می‌دید تا یه هفته سوژه‌ام می‌کرد.
اثری از آن بوسه‌ی خجل زده که نماند، موبایل را برداشت و بی تعلل از ماشین پیاده شد. دستی کشیده به پایین پیراهنش که قدری کج شده بود، زیر نور ماه که از فاصله‌ی اندک بین دو ابر در حال گذر تابیده می‌ش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آتانازدلارام

    0

    *** من میثاق وارد میشود

    ۲ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    میثاق غیرتی میشود😁

    ۲ هفته پیش
  • رُمان‌باز

    0

    گگگ تا پارت ۲۴ کههه عااالی بودددد

    ۴ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون🥰

    ۴ ماه پیش
  • اِنیگما

    0

    واییییییییییی *** من وارد میشود😎😎🤭🤭 وووییی چقدر صحرا و میثاق به هم میان 🥺🥺😍😍😍

    ۶ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره بهم میان

    ۶ ماه پیش
  • Sare

    0

    میثاق بتمنی🤣🤣🤣🤣😂😂🤣

    ۶ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    وای خدا😂

    ۶ ماه پیش
  • نسیم

    0

    😏😏 در رو عزی که قیصر اومد🤣🤣 لیاقت فاتحه خوندنم نداری که برات بگم الفاتحه بعد بلایی که سر دخترم اوردی😒😡؛ جووون دل تو دلم نیست تا نظر و ارسال کنم و غیرتی شدن میثاقو تو پارت بعد بخونم😍😍

    ۶ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آخ‌آخ ماجرا به صحرا مربوط بشه و میثاق غیرتی نشه؟😌

    ۶ ماه پیش
  • نسیم

    0

    😍😍 بر منکرش لعنت

    ۶ ماه پیش
  • الناز

    0

    اشهدتو بخون عزت که قراره به درک واصل شی یوهاهاهاها

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    والا😂

    ۷ ماه پیش
  • فاطی

    0

    مگه اینکه صحرا اینطوری گیر بیفته میثاق وقبول کنه وگرنه کمک هیچکسی رو نمیپذیره

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره والا وگرنه عمرا بذاره کسی کمکش کنه

    ۷ ماه پیش
  • Elina

    0

    میثاق برو که صحرا به کمکت نیاز داره عزت وصیت خودت بکن تضمین نمی کنم زنده بمونی😉😂

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    عزت فقط فرار کن😂

    ۷ ماه پیش
  • .....

    0

    و حالا میثاق وارد صحنه میشود 😁

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    میثاق بیا زنتو نجات بده😂

    ۷ ماه پیش
  • Nana

    0

    میثاق برو حساب عزت خاننن رو برس تا دیگه از این غلطا نکنه

    ۸ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    عزت فرار کن که میثاق داره میاد😂

    ۸ ماه پیش
  • ثریا

    1

    ❤️ 🔥❤️ 🔥

    ۸ ماه پیش
  • محرابی

    2

    ممنون معصومه جونم واقعا عالی. ببینم میثاق چه میکنه

    ۹ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم🥰

    ۹ ماه پیش
  • فیوزپفیوز

    1

    میثاق بدووووو بدو که دعوا شروع بشههههه

    ۹ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    بدو صحرا رو نجات بده

    ۹ ماه پیش
  • راز

    0

    چه جای حساسی تموم شد خواهشا پارت هدیه بده جون منبده

    ۹ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    پارت هدیه داریم اتفاقا🙄

    ۹ ماه پیش
کپی شد!