پارت شصت و یک :

لحظه ای فکر کرد و این بار با کمی تامل اضافه کرد:

- یا باید به سیستم امنیت شبکه دسترسی پیدا کنی یا به گاوصندوق اتاق بهمن.
- اینو که میدونم اما هر دوش غیر ممکنه.
- من نمیدونم چجوری اما مطمئنم یه راهی براش پیدا میکنی. راستی...
کمی مکث کرد و در ادامه ی حرفش با کمی من و من گفت:

- ... فکر کنم رمز گاوصندوق بهمن رو بدونم. روی دوتا شماره شک دارم برات میفرستم یکیش باید درست باشه.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت فریبا در رمان اگر باران ببارد فریبا
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
تصویر شخصیت ناهید در رمان اگر باران ببارد ناهید
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    واای چه حس بدی که بری توی اتاقی که صاحبش دیگه نیست..

    ۲ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    😢

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️