پارت پنجاه و هفتم :

مسیح خم شد و از شیشه جلوی ماشین به ساختمان روبه‌رویش نگاه کرد:
- چرا اومدی اینجا؟
پولاد ماشین را خاموش کرد، کوچه سوت و کور بود و تنها صدای گاری مردی که لباس شهرداری پوشیده بود از شیشه نیمه‌باز پولاد می‌آمد. به سمت مسیح برگشت و خیره‌اش شد؛ نگاهش عصبانی و قرمز بود. از همان نگاهایی که کم پیش می‌آمد مهمان کسی بکند.
- می‌خوای کجا ببرمت بَره؟ ده روزه مادرت مثل مرغ سر کنده برات دل د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • افسون

    0

    ا ا آخه خوشگلم ۰😅🤣😃گذاشتی عشق یک طرفه درست کردی اونم دو تا دوتا اون از پولاد این از مازیار آخه چند تا به یک نفر بقیه دل نوارن

    ۴ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    به خدا قسم پولاد عاشق حنا نیست 😂😂💔

    ۴ ماه پیش
  • وکیلی

    0

    دعاگوتون هستم مشغول کاروباردوستتون دارم ازقلمتونم خوشم میاد💞❣️

    ۸ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    من بیشتر شما رو دوست دارم و چقدر افتخار میکنم به وجودتون

    ۷ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بابا این پولاد عاشق حنا شده از اینورم مسیح دوستشه مونده کلا چیکار کنه گیج شده بخاطر همین عصبی شده

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    نه بابا پولاد داره این دوتا رو به هم وصل میکنه عاشقش شده چیه دیگههه 😭💔

    ۸ ماه پیش
  • ترنم

    0

    پولاد جان نفس عمیق بکش آروم باش پسررررررر..تو چیزیت بشه من چیکار کنم اخه

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    پولاد کاریش بشه،من همه رو به خاک و خون میکشم

    ۸ ماه پیش
  • ترنم

    0

    عجب این حنا شانس داره همه خاطرخواهشن خوشبحالش😂

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣 وای حق

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    وای خداکنه حناوپولاد عاشق شن... ینی ممکنه عاشقش شده باشه و ناراحت باشه چرا حنارو بامسیح اشناکرد؟

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    وای نه توروخددااا یعنی واقعا شیپ پولاد و حنا رو دوست داریینن؟

    ۸ ماه پیش
  • زهرا z

    1

    چقدر یه دوست اینجوری تو زندگی هممون نیازه پولاد بی نظیر 🙏💯💚😘

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    امیدوارم همه رفیق واقعی‌شون رو پیدا کنن

    ۸ ماه پیش
  • فخری

    0

    چه عجب اومدی خوشگلم ما را گذاشتی تو خماری قربونت برم آخه این انصافه 🙈❤❤

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    دیگه اومدم که بیخ دلتون باشم

    ۸ ماه پیش
  • فخری

    1

    نسترن جون خدا قوت عزیزم عالی بود دست گلت درد نکنه قلمت مانا 🌹❤🌹❤

    ۹ ماه پیش
کپی شد!