پارت سی و چهارم :

دوباره سکوت بر سالن حاکم شد. سنگینیِ نگاهِ الیان را از سمتِ چپ حس می‌کردم.

میرن خیره در چشم‌هایم پوزخندی زد و آبنباتِ چوبی را از لپش بیرون آورد. نگاهم به لب‌های براق و خوش‌فرمش افتاد.
ردِ نگاهم را گرفت؛ خیره در چشم‌هایم پوزخندِ دندان‌نمایی زد.
مارتا کنارمان ایستاده و با چشم‌های گرد نگاهم می‌کرد؛ رنگ از رُخش پریده بود و از حرص لبش را گاز می‌گرفت.

همه منتظر بود

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Hasti

    3

    هوراا بالاخره هانا حال میرن گرفت

    ۲ هفته پیش
  • نیلن

    3

    وایی قلبمم من نگران اتفاقات بعدشم

    ۳ هفته پیش
  • ...

    3

    کاش میبوسیدش بعد شترق میزد تو گوشش 😂

    ۳ هفته پیش
  • باران

    3

    افرین دخترپردل وجرات👏👏

    ۱ ماه پیش
  • Helia

    6

    خوب زدی دختر عالی زدی

    ۲ ماه پیش
  • HASTI

    5

    وایی عجب پارتی بودد😶 🌫️👌🏻😍

    ۲ ماه پیش
  • Aurora

    1

    میتونم بپرسم این کتاب هنوزم تو واتپد پارت گذاری میشه یا نه ؟ آخه من هرچی تو واتپد میزنم نمیتونم بخونمش 🥲🌚

    ۲ ماه پیش
  • donut

    5

    ولی دمت گرم هانا خیلی کار خوبی کردیی وای

    ۲ ماه پیش
  • donut

    3

    اغا میرن فکنم خودشم از عصبانیت خودش میترسههکه به میرا گفت ببرش بیرون وایی

    ۲ ماه پیش
  • donut

    2

    درودد بهت هاناا وای عالی بودیی ولی میرن دیگه بیخیالت نمیشهه

    ۲ ماه پیش
  • Eli

    4

    واقعا عشق کردم با این حرکت هانا

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    5

    میدونم هانا به فنا میره ولی خوب کرد سیلی زد، حال کردم. شیب مادرت حلالت هانا(میرن اون شیر و از دماغش در میاره 🤣)

    ۳ ماه پیش
  • خیال

    14

    وای فکرکنم هانا دست روی یکی از تروما های میرن گذاشت همونطور که میرا گفت بابام جلوی من میرنو زد

    ۴ ماه پیش
  • Mahua

    7

    میرن جان باسنت خوب سوخت نه؟؟ حقتههه

    ۴ ماه پیش
  • Mahya

    6

    میرنن اصلا انتظارشو نداشت فکر میکرد اینم مثل بقیه تو فکر بوسیدنشو و مشتاقه که با میرن باشه

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️