پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت چهارصد و شصت و هشتم :
حنا غرق در لذت شد. چشمهایش برق زد و بغضی شیرین گلویش را پر کرد. با صدایی پر احساس جواب داد:
- منم بهت قول میدم، کوروش… کنار تو بودن بزرگترین خواستهی منه. تو شدی خونهی دلم، شدی همهی آرزوهام. من بدون تو هیچم… قول میدم همیشه کنار تو باشم، توی سختیهات، توی شادیهات، توی همهچیز.
لحظهها پر از عشق بود. در همان حال، صبحانه را با لذت خوردیم، لقمه به لقمه با نگاهی عاشقانه. بع
لطفا صبر کنید...
