پارت چهارصد و شصت و هشتم :

حنا غرق در لذت شد. چشم‌هایش برق زد و بغضی شیرین گلویش را پر کرد. با صدایی پر احساس جواب داد:
- منم بهت قول می‌دم، کوروش… کنار تو بودن بزرگ‌ترین خواسته‌ی منه. تو شدی خونه‌ی دلم، شدی همه‌ی آرزوهام. من بدون تو هیچم… قول می‌دم همیشه کنار تو باشم، توی سختی‌هات، توی شادی‌هات، توی همه‌چیز.
لحظه‌ها پر از عشق بود. در همان حال، صبحانه را با لذت خوردیم، لقمه به لقمه با نگاهی عاشقانه. بع

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!