پارت پانزده :

یک ساعت بعد دکتر رضایی معاون کلینیک بیمارستان، همه را احضار کرد تا درباره این ماجرا توضیح دهند.

خبر احضار او چنان شوکه آور بود که همه ما از شنیدنش، نگران شدیم چرا که همگی می دانستیم او چقدر انسان سختگیری است و البته، مسئولیت پذیر و تابع قوانین!... و بسیار برای حفظ موقعیتش، تلاش می کند و به خود می بالد که دکتر شهریار او را برای این سمَت، انتخاب کرده است.

دکتر رضایی همیشه دØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ندا

    0

    ممنون عزیزم

    ۱۲ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    🌷🌷

    ۱۲ ماه پیش
  • فخری

    0

    ممنون نویسنده جان خسته نباشی خدا را شکر ی پارت جدید اومد دست گلت درد نکنه قلمت مانا عزیزم 🌹🌹🌹

    ۱۲ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    ممنونم از شما 🌷🌷

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️