پارت شانزده :

ساعتی بعد ما طبق دستور دکتر رضایی، در اتاق او به صف شدیم درحالی‌که او با چهره‌ای افروخته، پشت میزش نشسته بود و تلاش داشت آرامشش را حفظ کند.

سکوت سنگین حاکم بر اتاق که ناشی از سکوت طرفین بود فضا را تبدیل به مکانی خفه، ترسناک و رعب آور کرده بود که هیچ کس در آن جرئت حرف زدن نداشت حتی کسی مثل نازنین افخم که خودش به نوعی سیاستمداری حیله گر بود اما در آنجا و آن لحظه این فقط دکتر رضایی بو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    1

    یعنی چیکار داره با حیا؟نویسنده جان دست گلت درد نکنه عالی بود قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤

    ۷ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    ممنونم

    ۷ ماه پیش
  • زینب

    1

    با حیا چکار داشتم

    ۷ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!