از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و چهل و هشتم :
دلش برای مادربزرگش میسوخت. از اولین باری که او را دید و جرئت نکرد جلو برود، بارها به این فکر کرده بود که بعضی از زندگیها بدنامی و از مرگ بدتر است. اشتهایی نداشت اما خودش را مشغول نشان داد.
- چرا نیاوردیش؟ قرار بود با خودت بیاریش تهران. فکر میکردم اگه بیاد خونهی افروزو ببینه، شاید حالش بهتر شه.
سردار لیوان را از آب پر کرد و یک نفس سر کشید. اگر به خاطر عطا نبود از سر سفره کنار می
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😔😔
۸ ماه پیشمریم جاری
0ممنونم فاطمه جان. قلمت پرتوان و ماندگار🩵🌸
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشی مریم جانم.💋
۱۰ ماه پیشزهرا z
0ترانه خاک تو سرت کنم که عطا رو تو همچین حالی تنها گذاشتی حالا خوب میشه عطام سمتت نیاد بره با یکی ازدواج کنه که لایقش باشه دلم خنک میشه🙏💯💞
۱۰ ماه پیشوفا
1ولی دیگه ای کاش ترانه در ادامه نباشه، چون واقعا خیلی زود جا زد و این رسم عشق پاک عطا نبود! (نیاز و عطا باهم زوج خوبی میشناااا😁)
۱۰ ماه پیشمریم
2جیگر ادم کباب میشه برا عطا وسردار وافروز که زندگی نکرده مرد
۱۰ ماه پیشفاطمه
2عطا گناه داره.همون بهتر که ترانه نباشه
۱۰ ماه پیشbi bi
2یعنی واقعا ترانه میخواد از عطا جدا بشه؟ فقط چون باباش اونی نیست که اسمش تو شناسنامشه و به مامانش *** شده واقعا خیلی ظلمه در حق عطا
۱۰ ماه پیشزینب
2فکر کنم الان که تنهاست و سردار همه چیز رو فهمیده میخواد در حقش پدری کنه و دوستش باشه و پشتش رو بگیره.
۱۰ ماه پیشپرنیا
1فک کنم سردار زندگی خوبی رو سرراش بذاره و کنارش باشه ..
۱۰ ماه پیشپرنیا
0عطای بیچاره خوبه خودش حدس زد وگرنه اگه باز بهش زنگ میزد و از دهن خود ترانه میشنید بچه داغون میشد
۱۰ ماه پیشراز
2واای از دل عطا چقد این بچه تنهاست
۱۰ ماه پیششیوا
0بی بند و بار ها همیشه اسیب زا هستند خدا تو خانواده کسی ازین انگلا نیاره سه روزه با این رمان بسیار زیبا آشنا شدم قلمتون جذابه ممنون فاطمه جان
۱۰ ماه پیشپری
7کاش سردار دختر کوچیکش نیاز را بده به عطا و نگین را هم طلاق بده. ترانه هم لیاقت عطا را نداره
۱۰ ماه پیشآمنه
3واقعا نظریه عالی بود ترانه اهل جا زدن هست واین کاش اینطور که خواننده دیگه گفت بشه نیاز بیاد توی زندگی عطا البته اگه ژن افروز به خاطره همین خون هم هستند شبیه افروز باشه خیلی خوب میشه البته فقط قیافه واخلاق باشه نه اقبال افروز رو داشته باشه
۱۰ ماه پیشآمنه
1گناه داره عطا ای کاش درکش میکردن گرچه ما هم درک چنین آدمهایی رو نداریم ولی حالا با بیان زندگی عطا فقط احساس درک کردن رو نداریم و توی موقعیت ترانه نگرفتیم پارت عالی ممنون بانو
۱۰ ماه پیشفخری
1دستت طلا فاطمه جون ممنون از رمان خوبت واقعا عالیه خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻❤🌹
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0ترانه امیدوارم بمیری