پارت یازده :

با قدم‌هایی حساب‌شده به سمت شومینه رفتم؛ آماده نبودم دفترچه پدرم را رها کنم. آن دفتر تنها یادگار ملموس او بود . می‌دانستم هر لحظه غفلت می‌تواند کشنده باشد، اما ترس و اضطراب نمی‌توانست مرا از از برداشتن دفتر منصرف کند.
با دقت، لبه‌ی تخته‌ی کوچک را که سال‌ها پیش با دست خودم پشت شومینه کار گذاشته بودم لمس کردم. رطوبت چوب را گرفته بود، و وقتی انگشتانم زیرش را فشار دادند، صدایی خفه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت اذر در رمان روح جنگل اذر
تصویر شخصیت لی لی در رمان روح جنگل لی لی
تصویر شخصیت هومان و مانی در رمان روح جنگل هومان و مانی
تصویر شخصیت فریبا در رمان روح جنگل فریبا
تصویر شخصیت پدر لی لی(الیاس) در رمان روح جنگل پدر لی لی(الیاس)
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ناززاد

    0

    چه قلم زیبایی خیلی قشنگ توصیف میکنی 🤍

    ۵ ماه پیش
  • لوبیا سبز

    0

    خیلی زیاد مینویسی نویسنده عزیز من که خیلی لذت بردم

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    خوشحالم که رمانم دوست داشتید ممنون برای نظرت قشنگم🌹

    ۶ ماه پیش
  • مبینا

    0

    قصد زدن وی ای پی ندارین؟ هفته ای یک پارت دق آوره برای این رمان که پر از هیجان و رازه منم که عاشق و بی طاقتم برای این رمان نمیتونم به هفته ای یکبار قانع بشم🥲

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    سلام عزیزم خوشحالم رمانم دوست داشتید🌸فعلا که روزی یک پارت داریم تا چهار روز اینده برای بعد هم استقبالی برای وی ای پی نشده که رمان را به دو حالته تغییر بدهم

    ۹ ماه پیش
  • مبینا

    0

    یعنی چی استقبال نشده🤧🤧 یکم جلوتر که بریم قطعا درخواست ها بیشتر میشه.

    ۹ ماه پیش
  • مبینا

    1

    از اون نویسنده هایی هستی که عاشق قلمشونم

    ۹ ماه پیش
  • سوگند

    2

    عالی بود پارت زیبای بود ممنون

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    مرسی سوگندجانم

    ۹ ماه پیش
کپی شد!