پارت دوازده :

باد تند صورتم را برید. باران در چشم‌هایم نشست. زانوهایم به زمین خوردند و سوزش تیزشان تا مغز استخوان دوید. برای چند ثانیه نفسم بند آمد. سپس سرم را بلند کردم . هومان کنارم نفس‌نفس‌زنان، رنگ‌پریده و زنده روی زمین افتاده بود.نفسم را لرزان بیرون دادم و گفتم:
ــ تموم شد... بیرونیم... فقط باید حرکت کنیم..
قدم‌هایم را محاسبه‌شده و خسته برداشتم؛ باران، مثل پرده‌ای نقره‌ای و بی‌رحم، از آ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت اذر در رمان روح جنگل اذر
تصویر شخصیت لی لی در رمان روح جنگل لی لی
تصویر شخصیت هومان و مانی در رمان روح جنگل هومان و مانی
تصویر شخصیت فریبا در رمان روح جنگل فریبا
تصویر شخصیت پدر لی لی(الیاس) در رمان روح جنگل پدر لی لی(الیاس)
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری گلی

    0

    درست فهمیدم ، چون هومان رو سپر خودش کرد پسره تیر خورد و مرد؟! چه گناهی

    ۵ ماه پیش
  • زری گلی

    0

    چرا پسره مرد😐💔 میخواستم زنده بمونه هرچند بعید بود ولی ... چه بد شد

    ۵ ماه پیش
  • ناززاد

    0

    تا اینجا رمان بسیار متفاوت و هیجان انگیزی بوده:) ممنون از نویسنده ی توانای این رمان

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    سلام عزیزم🌷تک تک نظراتت رو خوندم 😘ممنونم برای تک تک نظرات ارزشمندت🌹خوشحالم که رمانم رو دوست داشتی ❤️💋😍

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    سلام عزیزم🌷تک تک نظراتت رو خوندم 😘ممنونم برای تک تک نظرات ارزشمندت🌹خوشحالم که رمانم رو دوست داشتی ❤️💋😍

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    سلام عزیزم🌷تک تک نظراتت رو خوندم 😘ممنونم برای تک تک نظرات ارزشمندت🌹خوشحالم که رمانم رو دوست داشتی ❤️💋😍

    ۵ ماه پیش
  • ناززاد

    0

    منی که فکر میکردم این دوتا عاشق هم میشن بعد یادم افتاد ژانر رمان عاشقانه نیست و جناییه😂

    ۵ ماه پیش
  • فاطی

    0

    تاریکی مطلق..خواب مرحله ای که وقتی وارد میشوی هیچ چیز دیگر نمیفهمی زندگی جریان دارد ولی تو سبک شدی و در خیال خود غرقی..خوابی میخواهم طولانی که وقتی بیدار شدم همه چیز مثل قبل باشد

    ۹ ماه پیش
  • مبینا

    0

    لی لی تیر خورد؟🥲🥲 کی بودن اونا 😑 راستی اون چیزی ک هومان پارت اول از جیبش انداخت چی بود؟🤔

    ۹ ماه پیش
  • سارا

    1

    انگار زخمی شد.نگفت چی از جیبش افتاد

    ۹ ماه پیش
  • رزیتا

    0

    نه نشد کجا گفته زخمی شده؟

    ۹ ماه پیش
  • مبینا

    0

    اوایل همین پارت: صدای خشک و تیز شلیکی نزدیک ، گوش هایم را کیپ کرد. سوزشی تند در بازویم پیچید.و .....

    ۹ ماه پیش
  • رزیتا

    0

    اره راست میگی با دقت نخونده بودم

    ۹ ماه پیش
  • رانا

    0

    جالب و قشنگه ادامه بده عزیزم

    ۹ ماه پیش
  • سوگند

    1

    شخصیت لی لی یه کم پیچیده هست رازهای زیادی تو خودش داره در کل رومان زیبای نوشتید بانو جان

    ۹ ماه پیش
کپی شد!