پارت صد و شصت و نهم :
«پرش به آینده_بیست و پنج سالگی نگار»
- ببخشید طول کشید، برای شما هم زحمت شد...
دستهای گرم و کوچولوی نانا رو بین انگشتهام گرفتم. خودم سرد بودم، زیر پوستم گز گز میکرد. درون استخونهام انگار پوک بود و سر پا بودن برام سختترین کار ممکن بود.
امیدوار بودم زیاد توی نمایشگاه نمونم؛ چون کاملا به هم ریخته بودم و نمیتونستم تحمل کنم با نگاههای خیرهشون چه فکرایی راجبم میکنن.
مطالعهی این پارت حدودا ۳۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازل آپریلیا
2امیر😢 💔زنده بودن من در اون خلاصه میشد🥲❤️ 🩹ای تو روح عمو رضا😂 بچه پکیج کامل قیصری هاست😂یعنی نگار ببین با اون نقشه احمقانه ات چطوری همه چیز و نابود کردی!😭 گفنه بودم برا نگار قرص بگیرین کنسله بابای بچه راضیه😅 🥲 ❤️ قراره توت فرنگی کوچولو داشته باشیم 🍓
۷ ماه پیشغزال
0وای ننهههههه😭🥹
۷ ماه پیشنیا
0نمیدونم چی بگم جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
۷ ماه پیشHelia
1آخ جون بلاخرههههههه
۹ ماه پیشهانا
3حمیدههههههعععهه سیسیییییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭واییییی حمیدههههههع قرص افسردیگیییییییی برا من آماده کننننن من این تمومه شههههه میوفتم گوشه تیمارستان حمیدههههههعععع کحاییییییییییی وای مادرررر دور ایوارررر بگردمممممم خدایااااا😭😭😭😭😭😭😭😭حمیده چجوری انق مهرکه مینویسیییییی زننننننن عاشق خودتو قلمتم
۱۱ ماه پیشفهیمه
3یا خود خدا از یه طرف اذیتش میکنه از یه طرف خواستگاری🤣🤣🤣🤣🤣
۱۱ ماه پیشالی
2وای قلبم دارم از خوشحالی گریه میکنم نگار قبول کن حمیده عااااااشقتم🥹😭♥️
۱۱ ماه پیشحدیث
3نگار باید بگی آره 🥹🫀
۱۱ ماه پیشJanan
8عادیه که عین ابر بهار اشک میریزم؟
۱۱ ماه پیشسبز؛
5وای حمیده اصن فکر اینکه این رمان یه روزی تموم میشه برام عذاب الهیه قشنگ💔😂
۱۱ ماه پیشفن آقای ببولی
2انگار آیوار به من پیشهاد ازدواج داد انقد ذوق کردم🤦 ♀️🥹
۱۱ ماه پیشیلدا
2بچه ها من یبار دیگه پارت قبل و خوندم. حالا بگید توی این رمان اسم شخصی با چشای سبز و موهای خاکستری چیه؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟جدا مخم گوزید؟؟؟دانیال موهاش استخوانی بود.ولی این موهاش خاکستری؟؟؟؟؟؟ وای حمیده اینم صبح پنجشنبه بابا پارت و بده دیگه 🗣️🗣️🗣️
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
استخونی و خاکستری فرق نمیکنه😔(وی درحال جمع کردن سوتی خود)
۱۱ ماه پیشMilad.pax
2هیچ وقت نباید به اونجایی برسیم که بگیم کاش ...
۱۱ ماه پیشطرفدار نگار
9میگمااا حالا درسته این رمان خیلی سلیطه بازی یادمون داد ولی ویژگی خوب خودشو داره مثلا:«من هیچ وقت سمت دخانیات و مواد نمی رم چون اگه نداشته باشم بخرم خمار میمونم و من خماریو سر این رمان یاد گرفتم 😤😤😖💔»2:«هیچ وقت آدم صبوری نبودم بدون فک کارامو میکردم اما الان نه..من خیلی آدم صبوری شدم»💔😭😑
۱۱ ماه پیشمممممم
4بمیرم برات مادر حمیده چی به سر این بچه آوردی با این رمان
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
کافررررر🤣🤣🤣
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0مطمئنم بازم نگار تصمیم اشتباه گرفته اوف