پارت صد و هفتاد :

«بازگشت به شونزده سالگی _ از زبان شخصیت پارمیس _ چند دقیقه قبل از افتادن نگار از پله‌ها»
اینجا سرد بود.
قلبم بی‌قرار می‌کوبید و مثل این بود که زیر معده‌م یه قابلمه سرب داغ جوش می‌زد. نفس که می‌کشیدم گرد و غبار مثل نقل و نبات می‌پرید توی حلقم. کنار شقیقه‌هام از عصبانیت نبض می‌زد.
نمی‌دونم توی این پنج دقیقه که نگار رفت چند بار بهش فحش دادم، چند بار تصمیم گرفتم از پله‌ها برم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    1

    ذات دانیال خراب نیست فقط بچه یکم حسودیش شده

    ۴ ماه پیش
  • زن مهرداد

    5

    دانیال علاوه بر ذاتش خودش هم خرابه مردک سادیسمی🦦

    ۴ ماه پیش
  • مادمازل آپریلیا

    2

    وای پارمیس آخه چرا رفتی😩😭 دانیال واقعا گناه داشت 💔 پروفسور کلی به نگار بها داد ولی بازهم نگار پیشش نموند و دردسر درست کرد. میتونست به دانیال هم آموزش بده یه دوست کنار نگار تو اون شرایط خوب بود. همه تو این رمان پر از عقده و تنفر هستند

    ۶ ماه پیش
  • مهسا

    0

    بیچاره دانیال 😔💔

    ۶ ماه پیش
  • Helia

    1

    دانیاللللللل

    ۸ ماه پیش
  • فن دیوار

    1

    بدم میاد ازتتتت دانیال و پارمیسسسسسسسس از اولم حس بدی داشتم

    ۱۰ ماه پیش
  • فهیمه

    0

    تقصیر پارمیس طفلی که نیست اون نمیدونست همچین اتفاقی میفته وگرنه از اونجا نمیرفت

    ۱۰ ماه پیش
  • فهیمه

    0

    ای دانیال عوضی موندم چه فوشی بهت بدم آخه🫢🫢🫢🫢

    ۱۰ ماه پیش
  • Roghayyeh

    2

    دانیال پشم رنگی تو خیلی گناه داری😪

    ۱۰ ماه پیش
  • الهه

    1

    اخی دلم برای دانیال میسوزه

    ۱۰ ماه پیش
  • Janan

    7

    ولی دانیال آدم بدی نیست...💔🖤🙂

    ۱۰ ماه پیش
  • سویل

    1

    😂اینو فهمیدم خب منظورم این بود دانیال با باباش همو میبینن اگه اره اونقت چرا باباش و پرفسور به جا دانیال نگارو انتخاب کرد کلا زندگی دانیال و ارتباطش بابا بابا بعد بعد ماجرای مامان باباش زیادی مجهوله و سوال پیش میاد 🙂🫠

    ۱۰ ماه پیش
  • سویل

    0

    اونجایی که دانیال میگه تمام فکروذهن پرفسور پیش بابام نگار بود یا اونجایی که میگه از حرفای یواشکی بابامو پرفسور میترسیدم یه چی مجهوله یا من نفهمیدم الان اون موسسه مال بابای دانیال بود که به یکی دیگه واگذار کرد ؟ بابای دانیالوپرفسوردوستن؟ پدر دانی و دانیال باهم در ارتباطن؟ یکم شفاف سازی کن حمیده جون😂

    ۱۰ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    بخدا شفاف بود😭🤣بابای دانیال رئیس مؤسسه ای بود که نگار اولین بار پروفسورو دید همین

    ۱۰ ماه پیش
  • خودم

    14

    بچا باید بتون بگم من فامیلیم قیصریه و این روزا تو باشگاهمون با یه دختری آشنا شدم که فامیلیش براتیه یه داداش داره بیست سالشه و اسمش امیرهههه😭🦥

    ۱۰ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    امیر براتی به مراتب خیلی مخرب تر از آیوار براتیه

    ۱۰ ماه پیش
  • آنیا

    2

    🤣🤣🤣🤣🤣وایی حمیده🤣🤣🤣🤣🤣خدابگم چیکارت کنه🤣🤣🤣

    ۱۰ ماه پیش
  • درسا

    9

    ولی هیچ براتی براتیِ نگار نمیشه.....

    ۱۰ ماه پیش
  • زن امیر

    3

    یه جوری شمارشو برام گیر بیاررررر

    ۱۰ ماه پیش
  • آنیا

    2

    یاخداگفتم دانیال چیکارکردی پسر

    ۱۰ ماه پیش
  • دانیال پشم رنگی

    3

    آغا..درسته نگار خوب نگار عالی اصن شخصیت اصلی بیست همه طرفداران همه خواننده ها...و اینم درسته کار دانیال اشتباه بود که نگارو هل داد ولی واقعا حق داره اینقد از نگار بدش بیاد..نه بخاطر اینکه بگیم مثلا نگار بهش بد کرد..بخاطر اینه که بقیه کاری کردن نگار به چشمش منفور بیاد..الهی بگردم

    ۱۰ ماه پیش
  • رها

    2

    چرا انقد توی این رمان همه بدبختن

    ۱۰ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    ایرانه دیگه

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️