پارت صد و شصت و هشتم :
- گفتم همه بــــیـــرون!
همون شکلی که بودم خشکم زد. لرزشی از تیره کمرم تا لبهام رسید و ماتم برد. حاضرم قسم بخورم اگر بلندگو بهش میدادی صداش انقدر بلند نبود... شکمم از ترس منقبض شد و صداش سرم رو به درد آورد.
چه مرگشه؟ جدی داشتم به این نتیجه میرسیدم که هاری گرفته... آخ دوست پسرم از دست رفت.
هرکس دوتا پای دیگه قرض گرفته بود و با دو از اتاق بیرون میزد. البته بعضیا نق میزدن، بعض
مطالعهی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازل آپریلیا
1وای آیوار آیوار تو روح حسودت 😂 😂 من چی گفتم؟ من نگفتم این دانیال از رو حسادت و از دست دادن رشته رباتیک کینه کرده ؟ از قبل هم گفته بودم سورن به نگار هشدار داده بود. وای خدا کنه آیوار شنیده باشه 😢 نگار چرا لال میشی همیشه 😭 یکی طبق معمول بچه رو نجات بده 😭 💔
۶ ماه پیشنمیدونم
3دوستان گیج اید؟ بابا میگه لاک داشته یعنی دختره بکشید از دانیال بیرون
۱۱ ماه پیشاسما
5دانیال لاک میزدددددددد
۱۱ ماه پیشتیام
5عزیزم شما گیجی به مغزت فشار بیاری متوجه میشی دانیال چشماش سبز بود موی استخونی داشت و لاک مشکی
۱۱ ماه پیشمادرررسپهر
8زن تاهمین چندوقت پیش ایوارم لاک سیاه به ناخونش میزد اینجا همچی قاطیهه
۱۱ ماه پیشآبی
3پری پاارتیه
۱۱ ماه پیشمادرررسپهر
2دقیقا همینو میخواستم🤝🏻🤣🤣
۱۱ ماه پیشآبی
2تلپاتی🤣🤣🤣🤣
۱۱ ماه پیشنانا
3داداش همین الانم خیلی از پسرا میزنن . دیدم که میگم
۱۱ ماه پیشبدبخت خدازده
2شرط می بندم گیلدا تو چی ❔
۱۱ ماه پیشمهسا
0اولا گیدا با نگار دوسته چون نجاتش داد. دوما از کِی تا حالا نگار و گیدا باهم همکلاسی بودن؟ سوما به گفته نگار تو فصل قبل گیدا آمازون بود.
۶ ماه پیشززززز
6ایوار هم اول هاش لاک میزدهه
۱۱ ماه پیشطرفدار نگار
8یادتونه دیگه ایوار سرمه هم میکشید💋
۱۱ ماه پیشمهسا
0وای حاجی مغزم گوزپیچ شد. دانیال تو پوینده نبوده، پس یعنی دنبال نگار اومده. ولی پارمیس و چیکار کرده؟ واییی پارمیس عزیز تر از جانم کجایی
۶ ماه پیشفن مهرداد
8نمیخوام باور کنم دانیالههههههه
۱۰ ماه پیشآنیا
2یعنی چی چشمای سبزمتعلق ب کیه نفهمیدم
۱۰ ماه پیشنمیدونم
7من مطمئنم دانیاله.چون توی یکی از پستهای *** خانوم خوشبخت تو اینیستا،اسلایداولش یه پسری بودبا موهای استخوانیو چشمای سبزو روی نوشته بود(من میخوام ازاون دختر انتقام بگیرم چون نزاشت من به آرزوم برسم)اینجا هم همینو گفت.بعدشم پروفسور گفت که دیگه بخاطر نگار نرفت سر کلاسو حتی وقتی دانی بهش التماس کردهم نرفت
۱۱ ماه پیشآبی
6پپپشماااااممم....فقط یه سوال....اگر دانیال توی پوینده بود پس چرا تاحالا هیچ برخوردی نداشته؟
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
نه دانیال توی پویندت نبوده
۱۱ ماه پیشآبی
2حقیقتا مغزم چیزپیچ شده و دیگه نمیدونم چی بگم....فکر کنم هدفت همین بود.؟🤣
۱۱ ماه پیشنمیدونم
3نه پوینده نبود... تو اون یکی کلاسی که برای اولین بار پروفسور رو دید. فک کنم کلاس رباتیک بود یا ربات سازی یه همچین چیزی🤔🤔
۱۱ ماه پیشآبی
2اینو میدونم...فقط اگر این احتمال رو در نظر بگیریم که کسی که نگارو هل داد دانیال باشه میخواستم بدونم تو پوینده چیکار میکرد
۱۱ ماه پیشپرنیا
4حس میکنم دانیاله ولی مطمئن نیستم ؟؟ هعیی خنده ها از دماغمون زدن بیرون😖
۱۱ ماه پیشمهتا
5هم احساس میکنم دانیال هم احساسم میگه بد ضربه میخوریم یک ادم اشناس چون نگار دانیال با سپهر دید و میدونست خلاف رفته پس نباید تعجب کنه🥲
۱۱ ماه پیشپرنیا
1به ولا نمیدونم چی بگم مغزم قاطی کرده 🤯
۱۱ ماه پیششوگر مامیه رضا
3اونایی که میگن دانیال نیست لایک کنن ببینیم چند نفر با من هم نظرن
۱۱ ماه پیشگل من
6بچه ها دانیاله تمام دلایلش هم خودتون گفتید ، بعد نگار گفت برام سفید نبود و خاکستری بود . اگه یادتون باشه نگار اون روز تو آشغال دونی مطمئن نبود که دانیاله برای همین به پروفسور زنگ زد ، بنابراین روش شک داشت و وقتی رو کسی شک داریم میگیم برامون خاکستریه در ظمن تنها همکلاسی نگار که پسر بود دانیاله
۱۱ ماه پیشگل من
4و اینکه بچه ها دانیال هم لاک میزد و هم چشماش سبز بود موهاش هم تقریبا استخونی ، بعد توی فصل سوم وقتی نگار توی پیست خورد زمین همزمان با دانیال سورن هم اومد پیش نگار بعدا که نگار ازش پرسید سورن گفت دانیال آدم خطرناکیه و ترسیده که مبادا بلایی سر نگار بیاره
۱۱ ماه پیشزززز
2دانیاله چون تو کلاس رباتیک همکلاسی بودن موهایی یخی خاکستری رنگ ولی چشاش چشاش مگه ابی نبود بعد با سپهر حرف میزدن گفت نگار ارزوهامو گرفت مگه چیکار کرده
۱۱ ماه پیشتوکا
4بابا گیلدا که با نگار دوست شده بود
۱۱ ماه پیشفن دیوار
2دانیال بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۱۱ ماه پیشکیانا فن کوروش
1هنو معلوم نیست ولی بنظرم اره میلاده
۱۱ ماه پیشM.
2پنجمین بار دارم میخونم تورو خدا بگو چی میشه راهنمایی کن الانه دیگه سرم و بکوبم به دیوار
۱۱ ماه پیشاعظمی دلشکسته
1تکلیف سوالا چیشدد اینجی سودش کجاست؟؟ عماد و محبوبه تنها عشق بی دردسر مدرسه پوینده بودن که اونم چو کردین د قینشان همینطوری عقبن باید الانا دیگه برای تولید عماد خونخوار(ترکیبی)اقدام میکردن😭😭 لامصباا تازه هنوز اعظمی شکل ادم گرفته بود پشماشو میزد ارایش میکرد الان دوباره سوییچ میشه رو حالت خرزوخان
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
سود سوالا رو هم میبینید😔✨
۱۱ ماه پیشبدبخت خدازده
2با این حرفت دلشوره بدی گرفتم جوجو🐥🐥
۱۱ ماه پیشرضا هستم با جلیقه
1بابا من خودم سلطان گم شدن های منظم تو مکانای عمومی بودم از دور صدهیچ چادر مامانمو میزدم میرفتم میگرفتم ادامه راهو میرفتم مامانا یه چادر به خصوصی دارن مگه مال شما اینجوری نیس😫
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0دانیاله اون بیشرفه