پارت هشتاد و سوم :

گردنبند را توی گردنم آویزان کردم و نفس پر حرصی کشیدم. صدای لکس من را از توی افکار شومم بیرون کشاند:
-همگی جمع بشید، خبر مهمی داریم.
از روی زمین بلند شدم و با عجله خورده شیشه های جام را زیر خاک پنهان کردم. از روی زمین بلند شدم نفس عمیقی کشیدم تا از آشفتگی چهره ام کم کنم و با خونسردی تصنعی به جمع نزدیک شدم و دست به سینه تکیه ام را به درخت دادم. ایزاکین پشت میز نشسته بود و با نقشه ای که تو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    1

    این پارت و موسیقیش بی نظیر بودن ✨👏🏻

    ۳ ماه پیش
  • دلارام

    1

    وای خدایا ... 💔، عالی❤️

    ۹ ماه پیش
  • ازی

    1

    قلم زیبا و گیرایی داری...مرسی...داستانویسیت میخکوب میکنه ادمو تا تمومش کنی متوجه گذر زمان نمیشی

    ۱۰ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🥹🫶🏻مررسی از لطفت جاناا

    ۱۰ ماه پیش
  • لیلی

    1

    عالی بودد خیلی هیجان دارم 🌷💕 لطفا زود تر پارت اخر رو بزار بانو 🛐👌🏻

    ۱۰ ماه پیش
  • تیسراتیل

    1

    خیلی هیجانی بود مررررسی

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطی

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ثریا

    3

    ممنون بابت پارت طولانی 💖🤗

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    2

    لارا کاش اونو یه جوری میدادی به ایزاکین که نشکنه🥲

    ۱۰ ماه پیش
  • سوگند

    2

    عالی بود ممنون

    ۱۰ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    3

    چه لحظات نفس گیری اون شیشه شکست یعنی ایزاکین رو نجات نمیده 🥲🥲🥲

    ۱۰ ماه پیش
  • سونیا

    2

    زیبا بود امید وارم آخرش روشنایی بر تاریکی غلبه کنه 🤍

    ۱۰ ماه پیش
  • آمنه

    2

    عالی بود بانو

    ۱۰ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    قربوتتت

    ۱۰ ماه پیش
  • ساناز

    2

    عالی بود💜💚❤️🩵🧡💙💛🩶🤎🤍

    ۱۰ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    مرسییی

    ۱۰ ماه پیش
  • مرضیه

    2

    دمت گرم دخترگل کاشتی عالی بود❤️❤️امیدورام پایان خوبی داشته باشه

    ۱۰ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😍😍

    ۱۰ ماه پیش
  • کلثوم

    3

    چقدر نفس گیر بود این پارت من تافرداتحمل ندارم

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️