پارت سی و هفتم :

- این… اینو می‌بخشم…
بلور ناگهان شروع به درخشش کرد. تصویر درون آن موج زد و نوری گرم و طلایی سراسر فضای اطراف را پر کرد. میکو نفس عمیقی کشید و سپس گفت:
- حالا… حالا من می‌توانم راه خروج را باز کنم.
بلور در دستانم سبک شد و انگار نفس می‌کشید. میکو به سمت من آمد و دستش را روی بلور گذاشت:
- چیزی که به تو تعلق دارد، تنها راه عبوره. حالا باید برویم قبل از اینکه نگهبان‌ متوجه شود.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    2

    نه نکن😟

    ۱۱ ماه پیش
  • Sky

    3

    همون دروازه ای که فایلین تعمیر کرد؟

    ۱۱ ماه پیش
  • دال

    2

    می خواد دروازه ای که فایلین تعمیر کرد رو بشکنه،بارفتاری که اندرو داشت دیگه نمی دونم کارش درسته یا نه،آخه فایلین با اون قدرتا مال این دنیاست و ممکنه بعد مالکون ها ببرنش 🤔🙏🏻

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️