آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت سی و دوم :
تمامِ مدت با نگاهش برای الیان خطونشان میکشید. انگار نوعی دشمنی میان آن دو بود.
میرن عصبی نیشخندی زد و بهآرامی وسطِ سالن ایستاد. نگاهش را در اطراف چرخاند و بعد خیره به من گفت:
ـ شما نمیتونید هیچ کارِ خطرناکی انجام بدید.
همزمان سرش را کج کرد و همانطور که دستهایش را پشتش گره میزد، با لحنی تمسخرآمیز رو به ما گفت:
ـ چون هنوز برای خطر کردن کوچولویید.
همه
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
Mahi
5تا باشه از این خطرا برای هانا
۱ ماه پیشHelia
5داداش فکر کردم الان میگی یه کار خیلی خطرناک بکنن 🤣🤣
۲ ماه پیشdonut
15بابا عجب خطریی عروس باید ببوسه شاه دومادوو این عاشق رسیده به مرادوو🤣🤣
۲ ماه پیشdonut
7وای وای چقد خوبه میرنن گفتم حالا چی میخواد بگهه وای واکنش بقیهه🤣
۲ ماه پیشrey☆♡
4الان این خطر بود😂🫢 الان الیانم به میرا میگه منو ببوس😂
۲ ماه پیشHASTI
9چالش اولین خطر اینه میرن؟! آرهه مثلا ماهم نمیدونیم تو روی هانا کراش داری😉🤣(عالی بود😍👌)
۲ ماه پیشEli
6توقع هر چیزی داشتم به جز این🤣
۲ ماه پیشالمیرا
2من اگه جای هانا بودم ی مشت میخوابوندم تو صورت میرن. معلوم نیست الیان از میرا چی بخواد، شتت
۳ ماه پیشملیس
5خدا بده از این خطرا دارم ذوق جیغ میزنم
۳ ماه پیشMahya
1به همین خیال باششششش
۴ ماه پیشMahya
4خدا بدهه از این خطراااا
۴ ماه پیشMahya
4میرنننننن وای🤣🤣🤣 باباااا من که میدونم روش کراش دارییی حکم مکم تائین میکنیی که بچم ببوستت
۴ ماه پیشMahya
3وای کاش هانا اتقدر کیوت نبوددد اون موقع میتونستم تصور کنم که یه مست میخوابونه تو دهن میرننن
۴ ماه پیشحدیث شماره دو
3میرن جان هانا هم بهت میگه چششششششم بفرما💋💋🤣
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نیلن
0وای من گفتم الان میگه چیکار کن نگو پسرمون بوس میخواد الهیی