پارت صد و هجده :

صدای نجواگونش را شنید، اما خودش را به نشنیدن زد. آوید ول کن نبود، سخن گفت و گفت و نمی‌دانست الان وقتش نیست.
- گوش کن پرتو من دست خودم نبود. به خدا نفهمیدم چی شد. اصلا اون موقع عقلم کار نکرد به خدا پشیمونم. خدا می‌دونه چقدر دعا کردم آسیب نبینی. ببین الانم خداروشکر خوبی!
خوب بود؟ واقعا این درد طاقت فرسای شکستن دنده و بی حسی کمر و رحم را خوب تلقی می‌کرد؟ و همین باعث شد پرتو همان‌جور که

این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zahra

    2

    توروخدا این جرم و جنایات رو تو رمانا عادی نکنین؛شما ممکنه مخاطب *** کم داشته باشین؛اصلا عادی نیست کسی که ادعا داره دوستتون داره به این صورت بهتون صدمه بزنه و شما ببخشین!

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    عادی سازی نمیشه، قطعا مخاطب جوونی که داره این قسمت رمان رو می خونه پایان و اول رمان که مشکلات زیاد بودن رو هم خونده و خواهد خواند.

    ۱۰ ماه پیش
  • Alireza

    1

    بعضی رفتارا حرفارو میشه بایه ببخشید ماسمالیش کرد ولی اسم این کار جنایت واقعا چطور ب همین راحتی ببخشه

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره واقعا اینم کار ساده ای نبوده

    ۱۰ ماه پیش
  • ماهرخ

    0

    بسیار عالی خدا قوت

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنون

    ۱۰ ماه پیش
  • محرابی

    2

    ممنون فاطمه جان عالی بود. ای بابا بگو دیگه شاید یکم نرم بشه نسبت بهت پسر جان

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم.

    ۱۱ ماه پیش
  • م.ر

    2

    چقدر بعضی از پسرها پررو اند حالا اگه دختری ناخواسته یه مشکلی بوجود بیاره زمین وزمان به هم میدوزن😢

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    والا

    ۱۱ ماه پیش
  • Leila

    1

    ممنونم عالی بود🙏😊 آفرین پرتو 😊😊

    ۱۱ ماه پیش
  • آمنه

    1

    ممنون بانو عالی بود ولی از نظر من اعتراف به عشق و دوست داشتن اوید اشتباه هست گرچه اوید تمام نصیحتهام رو قبول نکرد ولی الان میگم تا وقتی روحیه پرتو خوب نشده اعترافی نکنه چون پرتو فکر میکنه فقط به خاطره توجیح و عذاب وجدان چنین حرفهایی میزنه ممنون بانوی پارسه

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    درسته منم موافقم ولی باید دید چی میشه.

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️