پارت صد و بیست :

حسام، همان‌طور که نگاهش مثل عقاب شکاری صورت دخترک را جست‌و‌جو می‌کرد، با ژست خاصی کت آبی نفتی‌اش را از تن بیرون کشید و تمسخرآمیز پاسخ مهشید را داد:
- این‌جا ایرانه، نه آمریکای شما! من هم مثل شوهر جنابعالی سیب‌زمینی نیستم، این نسخه‌ها رو واسه خودت بپیچ.
ماه‌بانو هینی در دلش گفت.
به قدری محکم و پر تحکم این جمله را ادا کرد که هر کسی جای او بود از خواسته‌اش پشیمان میشد؛ اما ع

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سعادت

    0

    بازهم گل کاشتی مثل همیشه عالی و بی نظیر 💕🥰

    ۸ ماه پیش
  • فخری

    0

    خدا قوت لیلا جون ممنون از رمان خوبت 🙏🏻🌹❤خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار

    ۸ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    جلل خالق این بشر از این کارام بلد بود رو نمیکرد😂😂ممنون نویسنده جونم بابت پارت هدیه 🙏😘❤️

    ۸ ماه پیش
  • سوگند

    1

    وای چه عالی بود ممنون بانو جان واسه پارت هدیه قلمتون محشره ممنون 🥰😘

    ۸ ماه پیش
کپی شد!