سایهی درخت سیب به قلم آرزو رضایی انارستانی
پارت نود :
فصل ششم
اورکت جوابگوی آنهمه سردی هوا نبود. از صبح زود، ریزریز برف میبارید. برفی یخ زده و سنگین که به ساعت نرسیده طهران را سفیدپوش کرد. حالا در کوچهها پا تند کرده بود که زودتر به منزل ایلماه برسد. اولین نوبه بود که زن بختیاری برای اردشیر پیغام میفرستاد. باید اگر آب دستش بود زمین میگذاشت و در خانهی او را دقالباب میکرد. فکرش به هزار جا رفت و برگشت. اما به نتیجه نرس
لطفا صبر کنید...