پارت چهارصد و پنجاه و چهارم :

موهای حالت‌دار و ریش‌های مرتبش، آراستگی همیشگی‌اش را به رخم کشید. فقط نگاهم کرد. هیچ چیزی نپرسید و همانند همیشه سکوت اختیار کرد. به محض این‌که عقب کشید، داخل شدم و چون می‌دانستم با راه رفتن با کفش در خانه مشکل دارد، کفش‌هایم را همان‌جا در کفش‌کن خارج کردم؛ ولی اقدامی برای پا زدن صندل کنار جا کفشی نکردم و یک‌راست خودم را به کاناپه رساندم و تن خسته‌ام را میهمان نرمی آن و خنکی‌ای که ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!