سان آی به قلم عاطفه میرزائی
پارت شصت و چهارم :
***
هر دو بیحرف و آرام به ماه تابان که بین ستارگان چشمکزن، خودنمایی میکرد، خیره بودند. تمام روز را در خانهی شیخعلی که به میمنت به دنیا آمدن نوهاش جشنی بزرگ برگزار کرده بود، ماندند و با بقیهی اهالی خوشحالی کردند. اهالی آبادی از شنیدن اینکه مهمان آبادیشان یک طبیب است ابراز خوشحالی کرده و از هامون تقاضا کردند تا کسانی که احساس ناخوشی داشتند را معاینه کند. هامون با اینکه کÛ
لطفا صبر کنید...
