پارت هجده :

پس از یک ماه کار روی تندیس گلی و درست کردن ده‌ها تندیس، بالاخره کسری رضایت داده بود که وارد مرحله‌ی اصلی شوند. ساخت مجسمه‌ی مرمری تنها چیزی بود که مایا از طریق آن می‌توانست وارد گالری شود و همچون سایرین پروژه‌ای بردارد.
با استاد گالری آشنا شود و ردی از مجسمه‌ی تمام شده‌ی لنا در آن‌جا بگیرد. امیدی که هر روز به خودش می‌داد و او را با وجود خستگی، سرپا نگه داشته بود.
باز هم هر دو د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!