گالری مردگان به قلم زهرا رحمانی
پارت سیزده :
***
-الماس سیاه!
میز کار نیمهتاریک بود و نوری مستقیم روی الماس سیاه میتابید. جواهرشناس با لوپ بهدقت در حال بررسی الماس کوچکی بود که روی پایه قرار گرفته بود. سکوتِ عجیبی بین او و مایا حکمفرما بود. پس از چند دقیقه بررسی، واژهی الماس سیاه، تنها چیزی بود که بیان نموده بود و اکنون باز هم وارد سکوتی چند دقیقهای شده بود. مایا با کنجکاوی اطراف را بررسی میکرد. همهجور سنگ و در اند
لطفا صبر کنید...
