پارت صد و هشتم :

***

ویولت

به یاد دارم… آخرین باری را که نفس می‌کشیدم…
به یاد دارم… آخرین صدایی را که شنیدم… بوقِ ممتدی که در گوش‌هایم می‌پیچید. سایه‌هایِ سیاهی که به سویم هجوم آوردند. من در خلأ بودم؛ در هوایی که تا کمی پیش از آن نفس می‌کشیدم سرگردان بودم،شبیهِ تکه‌ای غبارِ کوچک که زیرِ نورِ آفتاب چون اکلیل می‌درخشد؛ شبیهِ قاصدکی که در آسمان می‌چرخد و پرواز می‌کند و دسته‌دسته

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • المیرا

    0

    تو ۳ روز تمومش کردم. واقعا دوسش داشتم، برای من رمان خوندن یعنی دور کردن خودم از تلخی های زندگیم. همیشه رمان هایی که پایان خوش دارن و ترجیح میدم، پایان هارمونیکا و پیانولا قند تو دلم آب کرد. ممنونم مرجان که رمان هایی مینویسی که روحم و لمس میکنه

    ۴ هفته پیش
  • ....

    0

    مرجان بانو، شما خودت با هارمونیکا گریه کردی🥲؟

    ۱ ماه پیش
  • ....

    0

    این وسط داشتم به این فکر می کردم که شیدا که دفتر خاطرات و سوزوند جاوید نتونست داستان و بخونه😐😂

    ۱ ماه پیش
  • ....

    0

    ادامه: و تا کلیات که خیلی غیرقابل پیش بینی و بطرز قشنگی غم انگیز و عمیق بودن. درسته فانتزی بود اما خیلی خیلی خیلی قشنگ و فوق العاده و شاهکار بود و نسبت به قوانین دنیاها اتفاقات خیلی دقیق و جالب بودن. خیلی خیلی خیلی لذت بردم از خوندنش و فقط می تونم بگم خیلی خلاقین برای آفرینش این اثر🫠

    ۱ ماه پیش
  • ....

    0

    زیباترین خفن ترین و بهترین رمانی بود که خوندم مرجان بانو🥲 خیلی جزئیات ظریفش و دوست داشتم، قالی ای که تموم نمی شد، گرد و غباری که پاک نمی شدن، نان و غذای که بعد از مدتی ناپدید می شدن، عینک خیلی قدیمی خاتون، مبلمانی که برای افراد قد دومتر بودن.

    ۱ ماه پیش
  • PARNIA

    0

    معرکه بود🤍

    ۲ ماه پیش
  • zahra

    0

    خیلی خوشحالم که نوشته هات رو پیدا کردم مرسی انقدر خوب می نویسی 🥹🫠

    ۳ ماه پیش
  • Nahal

    1

    هارمونیکارو هم مثل بقیه نوشته هات دوست داشتم .قلمت پایدار مرجان عزیز.موفق باشی♥️

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    عالی بود مرجان عزیز ، فوق العاده باهاش همراه شدم ، همیشه موفق باشی و بدرخشی😍

    ۴ ماه پیش
  • solale

    0

    مرجان عزیزم ممنونم که با روحی که به داستانات می بخشی روح آدمایی مثل منو تو شرایط سخت زندگی نجات میدی

    ۴ ماه پیش
  • Hamraz

    1

    چقدر خوشحالم که پیدات کردم مرجان😭♥️

    ۴ ماه پیش
  • الناز

    0

    دوباره خوندمش و دوباره باهاش گریه کردم و بغض کردم امید وارم که این شرایط به زودی تموم بشه و مرجان دوباره دسترسی پیدا کنه خیلی دلتنگتم دختر دور از وطن 😭

    ۴ ماه پیش
  • ریحانه

    1

    هیچوقت از خوندن کتاب های مرجان عزیزم پشیمون نیستم و نخواهم بود نویسنده ای که با قلب و روح ادم بازی میکنه و انقدر زیبا مینویسه انگار منم جزعی از نوشته هاش هستم. به جرات میگم بهترین و خلاق ترین نویسنده

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر بی روحان

    0

    بازم اشکم رو در آوردی مرجان فریدی عزیزم بنویس که قلمت جادو میکنه بنویس که از این زندگی کوفتی دو روز منو کشید بیرون قربون قلمت دختر

    ۴ ماه پیش
  • ریمی

    4

    هر بار میخوام یکی از رمان های مرجان رو شروع کنم، از یک هفته قبلش برای خودم جلسه توجیهی میزارم هر بار هم دچار فروپاشی روانی میشم بعد ازتموم کردنش.هی با خودم قرار میزارم روزی 10 پارت بخونم که زود تموم نشه و بیشتر بتونم تو دنیایی که نوشته سیر کنم ولی وقتی شروع به خوندن میکنم تا تمومش نکنم اروم نمیشمممم

    ۴ ماه پیش
کپی شد!