هارمونیکا به قلم مرجان فریدی
پارت صد و سوم :
***
«ویولت»
یک طوفان در حال وقوع بود… و من در این طوفان به سمتی میرفتم… باد مرا به عقب هُل میداد، همهجا از مِه پوشیده شده بود، بوی چمنِ خیس در فضا پراکنده بود. دستهای ابرِ تیره روی سرم قرار داشت که هرجا میرفتم همراهم میآمدند. سرد بود… خیلی سرد؛ بدنم یخزده بود…
صداهای ترسناکی میشنیدم که برایم آشنا مینمودند. ارواحِ خبیث… یا ارواحِ گمشده… نمیتوانستند
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
....
0وای پشمام یعنی چی که روحان زندس.
۲ ماه پیشسارا
0یه چیزی این وسط نفهمیدم ، اینکه ناره گفت اونو و روحان هنوز زندن درحالی که مگه روحان تو اتیش سوزی نمرده؟؟ و دوم اینکه شی روح ویولت قابل از بین رفتن هست ولی روحان چه جوری میخواد اینهمه کلاغ رو از بین ببره 🫥
۴ ماه پیشدنیز؛
2وای نارههههههه،وای گفت روحان نمرده اره؟یعنی چی وای
۷ ماه پیشN.a
7اگه یکم از مغز مرجان و داشتم الان جاهای بهتری بودم
۹ ماه پیشحدیث شماره دو
1انگار منم اونجا بودم🥲💙😍 با پوست و گوشت و استخوان حسش کردم
۱۰ ماه پیشپریا
8و کلاغ شئ روح روحانه
۱۰ ماه پیشالهه
1بمیرم برای دردی که میکشی😭😭😭
۱۰ ماه پیشماه
3و حالا هارمونیکاا خودش رو نشوون میده :)
۱۰ ماه پیشGOLBARG
1فقط می تونم بگم تو یه شوکم.... خدای من... اون حس تعلیقی که داره واقعا جذابه
۱۰ ماه پیشفاطی
0حرفی ندارم هنوز تو شکم😶💔
۱۰ ماه پیشHsti
1واااای ناره میگههه روحان هنوز نمردههههه دوباره ویولت برگشتتتت یعنی چیییی یا حسیننننن
۱۰ ماه پیشحدیث
0واییییییی خدااااا
۱۰ ماه پیشنیایش
3ناره گفت روحان زندست:؟)
۱۰ ماه پیشNiya
2منی که ایمان پیدا کردم امیر مسعود همون روحانه اما نمیتونم ثابت کنم، فقط خود مرجان بگه نیست باور میکنم
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

....
0ناره داداش دمت گرم، پروانه های امید در دلم از پیله جستن🥲