پارت چهارصد و چهل و چهارم :

نفس در سینه‌ام گیر کرد. دهان باز کردم که چیزی بگویم، اما کلمات مثل خوره در گلویم گیر کردند. فقط سکوت کردم؛ چون پاسخی نداشتم که تحویلش بدهم.

باید جلوی خودم را می‌گرفتم، چون اگر یک کلمه حرف می‌زدم، بغضم می‌شکست و دیگر نمی‌توانستم جلودار خودم باشم و کاری هم از کرم‌پودر برنمی‌آمد.

دست‌هایم مشت شدند. اشکم پشت پلک‌هایم حلقه زد، اما سخت مقاومت کردم.
نسیم چند لحظه نگاهم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!