فرجام اعتزال به قلم عاطفه میرزائی
پارت سی و یک :
***
نگاه مشتاقش را به دورتادور حیاط بزرگ و با صفا چرخاند. حیاطی که تا نُه سالگی آنجا بود و پس از نُه سال به ساختمان کناری که مخصوص پسرهای بالای نه سال بود، رفت. تمام خاطراتش مقابل چشمانش رژه رفتند و لبخند را مهمان لبانش کردند. حیاط زیاد تغییر نکرده بود، تنها رنگِ ساختمان سه طبقهای که وسط حیاط قرار داشت و هر طبقه برای هر ردهی سنی تقسیم شده بود از رنگ سفید به رنگ آبی تغییر کرده بود. درخ

لطفا صبر کنید...

زینب
0رمانتون خیلی دوست دارم موفق باشید بعد از اتمام پی دی اف میشه؟