پارت سی و دوم :

سیاوش که کنار تخت ایستاده بود، دستش را به‌ حالت جدا شدن تکان داد و با مزاح کلامش را به زبان آورد.
- شیرفرهاد! فاصله‌ی اجتماعی رو رعایت کن.
با کلام سیاوش صدای خنده‌ی جمع بلند شد. فرهاد با خنده سری تکان داد و با خونسردی ذاتی‌اش جواب داد:
- خاله حکم مادر رو برام داره.
- برو‌ برو، الکی توجیه نکن، عمو سلیمان یه پس‌گردنی بزن سرش.
خاله زینب بیشتر خودش را او به چسباند و با اخمی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۷ روز پیش