کانای به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت بیست و هفتم :
تقریباً دو ساعت طول کشید تا آیلین برگردد آن هم با خبر هایی جدید که هم خودش را شوکه کرده بود و هم، لیلی را متعجب و هیجان زده کرد.
آیلین وقتی از راه رسید آنقدر مات و مبهوت بود و نگاهش پر از حیرت، استرس و تعجب، که لیلی با دیدنش، نگرانتر شد و فوری پرسید:
_ چی شده آیلین؟!...ابراهیم خان چی گفتند؟!.. ما قراره مجازات بشیم؟!
و آیلین نگاه مات و مبهوتش را نثار لیلی کرد و سپس هیجا
لطفا صبر کنید...

م
1بالاخره به آرزوش می رسه،امیدوارم مادر خان مخالف حضور لیلی نباشه 🙏🏻❤️