کانای به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت بیست و هشتم :
فردای آن روز برای لیلی و حتی برای آیلین، روز سرنوشت سازی بود؛ در آن روز، عامر خان به همراه زنی که مسئول امور بانوان قلعه بود و به همراه چند خدمه، از راه رسیدند و به لیلی عرضه داشتند که:
_ ابراهیم خان برایتان لباس و جواهرات فرستاده اند و از شما خواستهاند تا در دیدارهای پیش رو از آنها استفاده کنید.
یک بیانیه ی کوتاه اما عجیب و هیجان انگیز که می توانست کل روز لیلی را بسازد Ù

لطفا صبر کنید...

م
1یه لحظه فکر کردم داستان از گذشته های دوره و قراره به ملاقات ملکه برن 😁🙏🏻🌷