پارت پنجاه و سوم :

ده روز گذشته بود. ده روزی که انگار عقربه‌ها هم از حرکت جا مانده بودند؛ ده روزی که آبی، بوی مرگ می‌داد. رستوران مثل همیشه روشن بود، اما نوری درونش نبود. بلندگوها خاموش، پیانوی سفید خاموش‌تر.
مشتری‌ها آهسته حرف می‌زدند، انگار هر صدایی گناه بود. حتی فنجان‌هایی که به نعلبکی می‌خوردند، نجوا می‌کردند نه صدا.
حنا از میان میزها رد شد؛ با مانتوی مشکی نخی و شالی که لبه‌ نقره‌ رنگش رو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    واقعا این وسط مسیح بی گناه ترین فرد ممکنه🥲 اما پونه با اون تلفن دادنش به مسیح ، مسیحو توی چه دردسری انداخت

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    همه رو توی دردسر انداخت... واقعا عشقش سمی و روانی‌واره

    ۱ ماه پیش
  • فخری

    0

    این عادلانه نیست مسیح که گناهی نداره .سپاس فراوان نسترن جون خسته نباشی عزیزم قلمت مانا ❤️❤️❤️❤️

    ۵ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    درسته 🤍🤍🙏🏼

    ۵ ماه پیش
  • Zoha

    0

    نه نه نه نه من پولاد و با حریر موخاااامممممم😭😭😭

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂 سخته به خدا سخته و ترکیب خوبی نیست... حالا خودتون می‌بینین که چرا؟

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂 سخته به خدا سخته و ترکیب خوبی نیست... حالا خودتون می‌بینین که چرا؟

    ۶ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    سختیها میگذرن ولی باید دید چطوری میگذرد 🥺🥺 خسته نباشی نویسنده توانا 💯😘🙏

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    سختی‌ها با امیدواری میگذرن که بهترین راه مبارزه‌ست. مرسیییی اززنگاهتت

    ۹ ماه پیش
  • اسرا

    0

    آره می گذردولی چقدرآه سخت می گذردآخه 🙏

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    مهم گذشتنشه، آدما راه خلاصیو‌‌ زود یاد میگیرن

    ۹ ماه پیش
  • ترنم

    0

    نکنه کامران خودش باعث و بانی مرگ ترنگ شده بعید نیس

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    از اون همه چیز برمیاد

    ۹ ماه پیش
  • ترنم

    0

    حس میکنم پولاد عاشق حنا میشه یعنی اونموقع چی میشه🤔

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    هیچی دیگه با این ذهن مریض من چیزای خوبی در انتظارتان نخواهد بود قطعا 😉🤣

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    من پولادو حنا رو میخوام🥺🥺🥺

    ۹ ماه پیش
  • ترنم

    0

    آره منم این دو تا رو کنار هم خیلیییییی دوست دارم😍😍

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😭😭😭 ترکیب برنده‌ن به خدااااا دلم میخواد بزنم کاسه کوزه رو بشکنم

    ۹ ماه پیش
کپی شد!