پارت پنجاه و دوم :

پولاد سرش را چرخاند و نفسش در سینه حبس شد. کامران بود، آتش و خشمش همه چیز را فرا گرفته بود. قبل از اینکه پولاد واکنشی نشان دهد، کامران با قدرت پشت او را گرفت و پرتش کرد روی زمین، درست به سمت سنگ‌ها و خاک. با صورت روی زمین خورد و درد شدیدی همه‌ وجودش را فرا گرفت. دهنش پاره شد و چند قطره خون روی سنگ و خاک ریخت. داغی و تلخی خون مثل آتش در رگ‌هایش جاری شد.
صدای جیغ و فریاد پونه در گوشش زنگ خور

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    بعد از اون همه حس خوب یهو انقدر غم خیلی ناراحت کننده اس🥲

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    :)))) متاسفانه..

    ۳ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    کاش منم تنها بودم هیچ کسی رو نداشتم که بد مرگم نگرانش باشم ان وقت راحت میمردم مرگ چیز بدی نیست اون کسی که نگرانشم دخترم وکرنه برای مرگم لحضه شماری میکردم ولی چه کنم که نفسم به دخترم بنده و این خیلی سخته😭😭😭😭😭🙏💯

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    زهراجونم،نمیدونم چی باعث شده انقدناامیدباشی واینطوربگی،این پارت و کامنت تو اشک رو به چشم هامون اورد،اما میگن دائماًیکسان نباشد چرخ گردون غم مخور عزیزم،دنیابالاوپایین داره،هنوزقراره بادخترقشنگت زیبایی های زیادی رو ببینید🥺🥺🥺

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا z

    1

    گاهی وقتها دنیا با ادم کاری رو میکنه که از همه حتی از خودتم سیر میشی ولی خوب همیشه یکیم هست که بخاطرش تمام سختی ها رو تحمل کنی اون *** برام دخترم انشاالله هیچ کسی غم نداشته باشه وممنونم ازت اکرم بانوی قشنگم بابت دعای قشنگت انشاالله خدا همیشه برات بسازه گلم ببخشید اگه با کامنتم باعث ناراحتیت شدم ❤️💋

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    می‌فهمم چی می‌گی… درد زندگی بعضی وقتا اونقدر سنگینه که نفس کشیدن هم سخت میشه. ولی بدون همین که هنوز به دخترت فکر می‌کنی یعنی یه دلیل بزرگ برای موندن داری. همون یه دلیل کافیه برای ادامه دادن. امیدوارم روزی برسه که دلت از ته دل آروم بگیره و دوباره زندگی رو با چشمای مهربونت ببینی 🤍

    ۱۰ ماه پیش
  • Zoha

    0

    خدا نکنه زهرا خانوم.. ایشالا ۱۲۰ سال زنده باشید و سایتون بالای سر دختر قشنگتون باشه❤️❤️🌹

    ۷ ماه پیش
  • فخری

    0

    ممنونم از رمان خوبت نسترن جون خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻❤🌹

    ۱۰ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهی شما 🤍🤍

    ۹ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ی اتفاقی هم تو اون شب افتاده یعنی چی میتونه باشه🤔

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    چه اتفاقی؟ 🗿

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    0

    پارت چقد غم انگیزن ما همه برا مرگ ترنگ ناراحتیم و سخته برامون💔

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    مرسی که همراهمی

    ۱۰ ماه پیش
  • فخری

    2

    ممنونم از رمان خوبت خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ❤🌹❤🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ممنونم از نگاه شما درکنار شما

    ۱۰ ماه پیش
  • آمنه

    0

    همش زیر سر این پونه خیر ندیده هست گرچه اون کارش به خاطره دل ترنگ نبود وانگار خودش عاشق مسیح هست وحالا دوست نداره حنا جای ترنگ بیاد به هر حال اون منتظر جای خالی بود که پولاد حنا رو گذاشت پارت عالی

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    به نظرت پونه برای حذف حنا و قرار گرفتن کنار مسیح چیکار میکنه؟ اونو‌ هم می‌کشه؟ نگاه شما عالیه

    ۱۰ ماه پیش
  • M.s

    0

    خسته ام درست مثل مسیح

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ححححققققققق

    ۱۰ ماه پیش
  • اسرا

    1

    چقدراین پارتهاغم انگیزوای ازقلب مسیح🙏😭

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    واقعا وای برای قلب مسیح... وای

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️