پارت نهم :

بازویش را از دستِ عرفان بیرون کشید و در حالی که سعی می‌کرد لنگان خودش را به پله‌ها برساند، سلانه‌سلانه حرکت کرد. گویی پرنده‌ای زخمی بود که تلاش می‌کرد به لانه‌ی امنِ خود بازگردد.

محترم نگران خواست بازویِ پناه را بگیرد که با قرار گرفتنِ دستِ ع ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!