افول دیدگانت به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت نهم :
بازویش را از دستِ عرفان بیرون کشید و در حالی که سعی میکرد لنگان خودش را به پلهها برساند، سلانهسلانه حرکت کرد. گویی پرندهای زخمی بود که تلاش میکرد به لانهی امنِ خود بازگردد.
محترم نگران خواست بازویِ پناه را بگیرد که با قرار گرفتنِ دستِ ع ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

ابان
0عجیبه این مهربونی های عرفان، شاید هدفش مثل مادرشه اما راهش رو با هوشش انتخاب کرده