طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت بیست و نهم :
سیگار را از بین انگشتانم میکشد و پک عمیقی به آن میزند:
- آره میدونستم ولی بعضی وقتا حماقت کردن یه لطف بزرگ به آدم میکنه…میذاره بیوفتی تو یه چاه تا با تلاش خودت از آون چاه در بیای…ولی آدمی که بیرون اومده با آدمی که…
سیگار را بین انگشتانم برمیگرداند:
- افتاده بود تو چاه زمین تا آسمون فرق داره!
روی مبل ال مینشیند و دفترچهاش را باز میکند:
- خب بیا بشین حرف بزن.
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
بله کاملا حستون درسته و درست میگین❤️🙏🏻
۳ ماه پیشساحل
1بله مگه میشه نخونیمم حرف نداره قشنگ ترین رمانیه که می خونم ❤️❤️❤️
۱۱ ماه پیشساحل
1چه مرضیه مهربون شده یهو والا آدم شک می کنه بهش چه نقشه ای کشیده دوباره
۱۱ ماه پیشم
3مرضیه زیادی مهربون شده بود فکر کنم می خواست زیر زبونش بکشه ببینه قصد ازدواج داره،احتمالا از اونم می ترسه چون نیکدادو ازش دور می کنه 🤔
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

افسون
0میدونی من راستش هیچ وقت به عادی بودن روزها اطمینان نداشتم حتی تو رمان ها هم همیشه حسم منتظره خبرهای خوبی نیست چالش تنش خیانت همه و همه متاسفانه همون حقیقته زندگین که رو سرمون آوار میشن برای نیکزاد هم