پارت شصت و ششم :


آن شکاف، دیگر یک خط باریک نبود. حالا یک دره‌ی عمیق بود که بین دنیای آرمان‌گرایی بامداد و جنگل بی‌رحم من دهان باز کرده بود.
روزهای بعد از آن شب، کارگاه ما دیگر بوی خانه نمی‌داد؛ بوی یک میدان نبرد خاموش را می‌داد. سکوت، سلاح جدید ما شده بود.

بامداد دیگر با من حرف نمی‌زد، با بوم‌هایش حرف می‌زد. بیشتر توی خودش بود. و دردی عمیق، رنگ‌ها را روی بوم می‌کوبید. دیگر خبری از آن Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • *Gandom*

    0

    بنظرم که تیرداد ماهی رو بدست میاره.طفلکی بامداد

    ۱ هفته پیش
  • مهتاب

    0

    حقیقتا تیرداد رو بیشتر از بامداد دوست دارم:))

    ۴ هفته پیش
  • ملیس

    0

    خدا نابودت کنه تیرداد

    ۲ ماه پیش
  • ناززاد

    2

    چقد دلم برای بامداد سوخت هر اثر هنری طرفدارای خودشو داره اون چطور به خودش اجازه داد هنر و هنرمند رو خرد کنه💔

    ۵ ماه پیش
  • زن دیوا

    2

    از دید منم حق با تیرداده خیلی خوبه که بامداد میخواد صدای بی صداها باشه اما اگه قدرت نداشته باشه واقعن صداش یه ناله ضعیفه مث همین شکستش با یه نقد ساده شکستو پذیرفت

    ۶ ماه پیش
  • Helia

    0

    آها آیین اشتباه تایپ فکر کنم منظورش آتش بود

    ۶ ماه پیش
  • هلیا

    0

    امیدوارم زندگی ماحی و بامداد خراب نشه

    ۷ ماه پیش
  • هلیا

    0

    تیردادددد واقعا دیو سیاه هست🔪🔪🔪

    ۷ ماه پیش
  • هلیا

    2

    بامداد خیلی گناه داره ، اون یک هنرمند واقعیه ، هنرمندی که هنرش رو نمیفروشه و فدای پول نمیکنه بامداد برای هنر ارزش قائله🥲

    ۷ ماه پیش
  • Negar

    5

    چقدر با بامداد همزادپنداری میکنم.یه اثری که واسش از جونت مایه گذاشتی رو خرد کنن ، تیکه پارش کنن ، و بعد بگن به درد نمیخوره.حسی بدتر از این حس تحقیر توی دنیا نیست

    ۷ ماه پیش
  • میم کویین

    2

    چقدر همه چیز برنامه ریزی شده اس بنظرم!

    ۸ ماه پیش
  • Medusa

    6

    خریدار....بازار....قدرت ...فروش...چقدر این کلمات تهوع آوره وقتی پای هنر وسط میاد و این نشون میده قدرت و مافیابازی همه جا هست

    ۹ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    این رمان اوج تنفر من از دزدها و دلارهای هنره

    ۹ ماه پیش
  • Medusa

    0

    و دقیقا آدم هایی مثل بامداد که هنر توی روحشونه عمق این نفرت و درک میکنن:)

    ۹ ماه پیش
  • Medusa

    3

    بامداد گناه داره:) قلب منم از دیدن حالش شکست

    ۹ ماه پیش
  • Medusa

    4

    مخاطب امروز به دنبال لذت و قدرته💔 چقدر خوب اینجا جامعه کثیف امروز و به قلم کشیدی ساناز...دقیقا همینه و واقعا تلخ و تاسف برانگیزه

    ۹ ماه پیش
  • Medusa

    4

    یعنی فقط میتونم شهبازی رو نفرین کنم🙂 ازش متنفرممم هم از اون و هم تیرداد

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️