پارت چهل و پنجم :

در مقابل نگاه بیقرار بهار ابرویی پیچ و تاب داد و با لحنی توهین آمیز اضافه کرد:

- بعدم دیده دروغش لو رفته به غلط کردن افتاده. حالا بماند که همایون آقایی کرده و به خاطر اون نیمچه رابطه ی فامیلی که با ما داره، استخدامش کرده. اما این چیزی رو عوض نمیکنه.
همان وقت درست وسط سکون عمیقی که به فضای خانه حاکم شده بود صدای لرزش گوشی بهار برای چندمین بار سکوت خانه را شکست و دل بهار را تا حلقش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت فریبا در رمان اگر باران ببارد فریبا
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت بهار در رمان اگر باران ببارد بهار
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
تصویر شخصیت ناهید در رمان اگر باران ببارد ناهید
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!