پارت چهارده :

فصل دوم: رویای موقت

چهار سال قبل:

با وجود آن‌که با هدف، علاقه و انگیزه رشته اقتصاد را انتخاب کردم؛ اما این رشته بر خلاف دیگر شاخه‌های علوم انسانی خشک، بی‌انعطاف و برای همین کمی خسته‌کننده بود. با این‌حال که این باعث نمی‌شد اندکی از شوق و علاقه‌ام کم شود؛ اما دروس کم کم داشتند سخت و طاقت فرسا می‌شدند. البته که من مثل آرزو به خودم و انتخابم و دانشگاه فحش نمی‌دادم. فقط س

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نانا

    1

    مشایخ جان چقدر سفت میگیری، یکم شل کن بابا ترسیدیم

    ۲ هفته پیش
  • نانا

    0

    خیری دوست دارم بدونم اختلاف سنی آیه و مهداد چقدره، مثل اینکه خیلیه

    ۲ هفته پیش
  • نانا

    1

    باح باح مشایخ هم وارد شد

    ۲ هفته پیش
  • غزل★

    0

    کلا عشق تو سن کم به درد نمیخوره آیه الان فکر میکنه دیگه آدم بهتر از پویان براش پیدا نمیشه برا همین دل نمیکنه

    ۳ هفته پیش
  • غزل★

    0

    پویان بی لیاقت تا، لیاقت آیه بیشتر از ایناست

    ۳ هفته پیش
  • غزل★

    1

    عه این که مهدادهه

    ۳ هفته پیش
  • کارا

    1

    از اسم فصل دارم میترسم . یعنی مثلا این فصل اخرین فصل از خوشیاشونه و قراره بعدا فقط گریه باشه 😭

    ۴ هفته پیش
  • کارا

    1

    ای پویان بمیری که میخوام ریختتو نبینم صد سال

    ۴ هفته پیش
  • کارا

    1

    به به رسیدیم به لحظه اشنایی مشایخ جون با سایه و اینا

    ۴ هفته پیش
  • وناز

    1

    این فرار کردن ی سرش مربوط به پویانه آخه آیه بی عقل مهداد عاشق رو ول کردی میچسبی به اونی که تحقیرت می کرد ی زمانی!

    ۱ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    دخترا اکثرا سخت مووآن می‌کنند. مخصوصاً اگه مثل آیه کم سن و آسیب دیده و محبت ندیده باشند🫠

    ۱ ماه پیش
  • وناز

    0

    آرزو ی جورایی دوست آیه هم محسوب میشه منظور با اونم ارتباط میگیره یعنی نفهمیده شوهرش همین مشایخ استادشونه؟

    ۱ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    چرا آرزو هم میدونه

    ۱ ماه پیش
  • Why

    1

    اینطوری بهتره، هم مارو تو خماری میزاری😂، هم یکم درمورد مشایخ و آشناییشون با این خانواده میفهمیم

    ۳ ماه پیش
  • نادیا

    2

    آوا منم فیتیش پسر مغرور دارم 😭😭😭😂😂😂😂

    ۶ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    خیلی فتیش بدیه

    ۵ ماه پیش
  • Why

    1

    کل این فصل فلش بکه؟

    ۳ ماه پیش
  • ⁓A⁓

    0

    خوش به حال سایه رشته مورد علاقه اش و خوند🦋

    ۴ ماه پیش
  • مقتول آوا هستم

    1

    ایجان ایجان استاد گشنگمون ایجان😔🎀

    ۵ ماه پیش
کپی شد!