پارت بیست و دوم :


تعریف کرده بود از همان زمان آشنایی اش که جایی می خواسته برای روزهای ایران آمدنشان که تنها خودش باشد و آرامَش.
شبیه قبل ازدواجش در کوچه هایش قدم بزند
دلبری بخواند و فارغ از سنی که بالا می رفت و کم نمی شد، همچنان عاشقی اش را به رخ بکشد.
حالا بماند که این خانه ی قدیمی و پر خاطره اش را من کمی دست کاری کرده بودم و یک قسمت فضای سنتی به بالا نشین مدرنش افزوده بودم.
-از دست تو هاکØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️