عشق ممنوعه ی من به قلم مهشاد لسانی
پارت پنجاه :
روی کاناپه دراز شد و مچ پایش را مالید و غرغر کرد:هم هول می ده هم تو گوشم می زنه! خاک برسرم با این دوست دخترم! شدم دوست دختر ذلیل! نشونش می دم!یه نیم وجبی رو مرد گنده مدیر تبلیغات دست بلند می کنه.مادر نزاییده...
از جا بلند شد و لنگید و در آپارتمان را باز کرد و به در آسانسور نگاه کرد.افسون هنوز ایستاده بود و دکمه را فشار می داد،صدای در را که شنید سر چرخاند و با چشمهای سرخ نگاهش کرد و چیزی نگفت.<
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دقیقاااا اما خیلیها پیدا کردن
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قسمته دیگه...
۷ ماه پیشفاطی
0آدمها ضربه میخورند و درگیر میشوند.زود اعتماد نمیکنن..دانیال افسون و دوست داره ولی چرا جدا میشن..عجیب ذهنم و درگیر کرده...شاید نرگس برگرده..دانیال به خاطر چی افسون و پس میزنه
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دانیال یه کم خودشیفته ست! باید درست شه! از درصدش کم شه...
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
معلوم میشه به زودی قشنگ جانم!
۷ ماه پیشاکرم بانو
1یعنی دانیال فقط چون فک میکنه افسون شبیه نرگسه دوستش داره؟بیچاره افسون اگه بفهمه داغون میشه...
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
یه کم صبر کنید بهش می رسیمم
۹ ماه پیششیوا
0مردم چ پروین تو رستوران آدم پیشنهاد میده چ همه چیش چرون شده ن داچنی بیا که عشقتو بردن بیاااا چرا پیشنهاد نمیدی تو آخه دلم رفت
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دانیال کلا یواشه!حرص می ده :))))
۹ ماه پیششیوا
0دنی /چش چرون منظورم بود مهشاد جون اون پسره سنش بالا بود که ب افسون پیشنهاد داد ؟ من بودم قبول میکردم خخخخخخخ خیلی خوبه سن بالا
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
واقعا؟سن بالا دوست داری؟عشق ممنوعه دانیال سنش نسبت به افسون خیلی بالاتره.
۹ ماه پیششین
0آخه هرجایی ک نمیشه اما الان خواستگار کم شده آدم مجبوره تو رستوران و اینام دنبال شوهر برگرده خخخخ راست میگم کمه اخه
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
الان همه همه جا دنبال کیسن! والا که زیاد شده!
۹ ماه پیشنفس
0ممنون نویسنده گل خسته نباشی پارت زیبایی بود
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

راز
0الان خواهر و برادر یا خواهرو خواهر ویا حتی برادر و برادر از لحاظ رفتاری مث هم نیستن بعد تو خیابون میشه همسر پیدا کرد شانسی و سخته آدم درست تور آدم بشه