پارت نود و نهم :

با این جمله خونش به جوش آمد. سریع شال حر*یرش را به سر گذاشت و طعنه روی زبانش جنبید:
- هنر دست خودته! بذار همه بدونن با چه دیوونه‌ای دارم سر می‌کنم.
زبان بی‌پروایش همچون مار افعی چنان نیش می‌زد که بدتر از صد تا سیلی بود.
حسام این‌بار سعی کرد بدون داد و هوار قائله را بخواباند. جسم نحیف دخترک را دربر گرفت و سرش را در چند میلی‌متری صورتش نگه داشت. زیر گوشش آرام، اما با هشدار نجوا کر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    ممنون لیلا جان خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا x

    5

    الان من اینجا حق میدم حسام ماه بانو میدونه اون رو این چیزا حساسه بازم همون حرف یا کار و انجام میده خوب معلومه که حسام دیوانه میشه ممنون نویسنده توانا کاش یه پارت هدیه نصیب ما کنین💯🙏🥰💚

    ۱۱ ماه پیش
  • سعادت

    2

    وبازهم ماه بانو با غرور حسام بازی می کنه

    ۱۱ ماه پیش
  • هدی

    4

    حسام اگه آدم بدی هم باشه ولی عاشق ماه بانو هست ولی متاسفانه ماه بانو فرصت زندگی نمیده

    ۱۱ ماه پیش
  • سوگند

    1

    عالی بود ممنون خدا قوت

    ۱۱ ماه پیش
  • ستاره

    4

    چراپس همچین میکنه این دختره خوب میدونست حسام همچین تحفه ایه حال ام پارودمش میذاره که بدترهاربشه بیفته به جونش رقصیدنش اونم بااین اخلاق حسام نفت روآتیشش،حسام بهش علاقه داره وبازم داره خودشاکنترل میکنه

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️