زخمه ی خلقان به قلم لیلا مرادی
پارت صد :
ماهبانو، ناباورانه به چهرهی درهمش خیره شد که با حرص خاصی این جمله را ادا کرد. بالاخره حرف دلش را زد، اگر نمیگفت که میمرد! دردش رقصیدنش بود. این همه مقدمه چیده بود که باز خوی تسلط اربابیاش را به رخ بکشد. در حالی که بلند میشد، همزمان لباسش را مرتب کرد و گفت:
- من واقعاً نمیدونم چی باید بگم، تو با همه چیز مشکل داری. ر*ق*ص و شادی و خنده هم از نظرت جرمه؟
اخم محوی بین دو ابروان
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
ستاره
0لطفاپارت هدیه بذارید🙏امیدوارم حسام مث آدم رفتارکنه این سری😉
۱۱ ماه پیشزهرا z
1خسته نباشی نویسنده جونم قلمت مانا ایا ما لایقه یه پارت هدیه نیستیم 😁😁🙏💯❤️💚
۱۱ ماه پیشسعادت
1عالی بود کاشی یه پارت هدیه بزارید ممنون 🌸💕
۱۱ ماه پیشسوگند
2عالی بود مثل همیشه محشر بود خدا قوت بانو
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
1ممنون لیلا جان خسته نباشی عالی بود قلمت مانا عزیزم 🙏🏻❤🌹