آینه ی سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت شصت و چهارم :
تمام وجودم از شنیدن آن نام لرزید. نامی که فکر میکردم برای همیشه در انبار آن گالری قدیمی دفن کردهام. زیرلب گفتم.
— اومدم یه سری بزنم.
تیرداد پلک زد. انگار که داشت تصویر زن باردار و خوشپوشی که روبرویش نشسته بود را با تصویر آن دخترک کارگر و ترسیده در ذهنش تطبیق میداد. لبخندی کج و مرموز روی لبانش نشست.
_ چه جالب! هیچ وقت از بامداد در موردت نپرسیدم. قرار گذاشته بود چند ماه پیش با
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
Helia
2تیرداد خودت خواستی که بره
۶ ماه پیشهلیا
1چقدر بامداد خوبه
۷ ماه پیشمیم کویین
0ولی پشیمونیه لحظه ای که میفهمی چیو از دست دادی..
۸ ماه پیشMedusa
3*پس گرفتن گرانبها ترین شکارش* هی میرم جلوتر و جمله ها، توصیف ها قشنگتر میشهه آینه سیاه شاهکاره💖
۹ ماه پیشMedusa
3خدایِ این جنگل شیشه ای:)
۹ ماه پیشMedusa
4بهترین کار باید بهترین جا باشه...و الان لیاقت ماهی اینه که تو بغل مردی باشه که اونو ماهش میدونه نه مردی که جنون ازش میباره👀
۹ ماه پیشMedusa
3*همه اینها در تملک مرد دیگری بود* و اینجاست که هیولا بیدار میشود 💀
۹ ماه پیشMedusa
2بامداد میگفت ماهِ من و آذرخش میگه اون فرنگی من🌚🍓 پدر و پسر جفتشون رمانتیک
۹ ماه پیشMedusa
2_همون طوفانی که پشت اون چشم های آروم قایم کردی_ احساس میکنم شخصیت های رمان های ساناز بعضی هاشون مثل الا و رها و پرنیان آرومن ولی بعضی هاشون مثل نورا و ماحی و تبسم و...یه روح سرکشی دارن اما بازم اون سرکشی توی لایه ی آرامش سکوت پنهان شده...آرامشی که از خود نویسنده میاد :)
۹ ماه پیشMedusa
2مثل بقیه شخصیت های شر نیست که عاصی بودنشون میره رو مخ آدم... شخصیت های زنی که خلق کردی>>>> قشنگن چون تو قشنگی 💖
۹ ماه پیشMedusa
2طلوعی از خاکستر :)) چه اسم قشنگیی
۹ ماه پیشMedusa
2همون رنگ سرخی که نورا دید و درست فهمیده بود که این رنگ برای ماحی عمق عشق و نشون میده❤
۹ ماه پیشMedusa
1جوونی های ماهی و حالت هاش یکم شبیه نوراست:) شاید ماحی هم موقع حرف زدن باهاش خودش و دید که میخواست بمونه و گذشتشو کشف کنه! فقط من طاقت نابود شدن نورا رو ندارم🌚 *نوردخت* و *ماهیِ بامداد* تبدیل به *ماحی* شد نورا قراره تبدیل به چی بشه؟
۹ ماه پیشMedusa
1*کشف او بودم و حالا این کشف در تملک مرد دیگری بود* 🌚🥀
۹ ماه پیشMedusa
1چشم های ماحی:) از اون چشم هایی که یه جاذبه ی غیرقابل انکار دارن
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
1فکر میکنم تیرداد قراره دست به کاری بزنه مردیکه دو هزاری ماهی تو تروخدا خریت الا رو نکن