پارت صد :

کلمات و جملات همان طور که می توانستند جان ببخشند و مرهم شوند؛ همان طور هم می توانستند جان بگیرند و پریناز همان یک ذره ای که توانسته بود آرش را به خود بیاورد را با حرف های فعلی اش نابود کرده بود. همین چند جمله کافی بود تا باری دیگر تلنگر به او بزند. همین جمله کافی بود که باری دیگر زخم هایش را بسوزاند و سرشکسته اش کند؛ اما چه می کرد که خودش گفته بود، خودش اعتراف کرده بود پس جای بحث و سرزنش نبو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماری

    0

    اسم واقعی جهان چی بود ؟ برادرا نزدیک شدن

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    1

    باید پریناز یه جوری با جهان رو به شه باید با هم حرف بزنن😟

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    1

    وایی کاش جهان قبلش می رفت دیدن آرش شاید داداشش رو میشناخت 👀

    ۱۰ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    خداکنه جهاندزودتر بفهمه ارش برادرشه

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    1

    این دو تا خیلی دوست دارن همو پیدا کنن ولی بفهمن دوتاشون ی نفرو دوست دارن😬

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    1

    هیجانی میشه..بالاخره جهان میفهمه آرش برادرشه

    ۱۱ ماه پیش
  • سوینا

    1

    لطفاً پارت هدیه بذار منتظرم ببینم چطوری به هم میرسن ❤️🙏❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • سوینا

    1

    وای واقعا منتظر همچین لحظه ای بودم

    ۱۱ ماه پیش
  • نفس

    3

    ممنون عزیزم بابت پارت هدیه خیلی گلی هیجانی بود

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!