پارت نود و نهم :


***
با ویبره رفتن گوشی اش پس از قطع کردن تماس، گوشی را در جیبش سر داد. یکی از بچه های ترم پایینی او را طبق معمول هر ماه به کنسرت زیر زمینی اش دعوت کرده بود؛ اما این بار او جای رد کردن آن قصد داشت برود تا بلکه بتواند از تشویش درونی ذهنش نجات پیدا کند. پس نیم نگاهی به داخل انداخت و با اطمینان از خاموش بودن تمام چراغ مطالعه ها و چراغ های کتابخانه در چوبی را از بیرون قفل کرد. یک روز دیگر هم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماری

    0

    خیلی داره جالب میشه دوست داشتم

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    0

    آرش اگه بفهمه پری میخواد چیکار کنه 😔💔

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    1

    آرش کاش به حرفای پری گوش میکردی🥲

    ۱۰ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    بابا این پارت تمام عاشقانه های عاطفه و جهان،حتی ارش و عاطفه رو گذاشت تو جیبش... خیلی قشنگ بود،بااینکه هموتهدید میکردن ... کاش ارش چشاشو بازمیکرد دست از سرعاطفه برمیداشت...

    ۱۱ ماه پیش
  • سوینا

    1

    وای وای چه سکانسی بابا به به!! چه کردی تو چقدر لطیف بود و به دل نشست

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    1

    زوج جهان و عاطی خیلی دوست دارم دلمم برا اینا میسوزه نمیدونم به کی حق بدم💔

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    1

    اوف فقط جلمه آخر پری🔥

    ۱۱ ماه پیش
  • ارزو

    1

    عالی بود، نویسنده جون امروز تولدمه نمیخای یه پارت کادو بدی؟ 🥺

    ۱۱ ماه پیش
  • نفس

    1

    وای غزل جون خیلی گلی عاشقتم حوصلم پوکیده بود صد بار اومدم چک کردم بار آخری از دیدن پارت خیلی ذوق کردم پارت بسیار زیبای بود ممنون عزیزم

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!