مثل تو مثل هیچکس به قلم مهسا خدایی
پارت صد و یک :
-با چی میفرستی؟
-از طریق اینترنت.
مادرجون تای ابروش رو داد بالا و گفت:
-چقدر بهت میدن؟
شونه بالا انداختم و گفتم:
-نمیدونم! بستگی داره توی یک ماه چندتا کتاب ویرایش کنم.
بیبی از جاش بلند شد و گفت:
-پس پاشید حاضر شید بریم بستنی بخوریم.
مادرجون سرش رو پایین گرفت و چشماش رو آورد بالا:
-بستنی واسه چیته؟
-بیبی چپچپ نگاهش کرد و گفت:
-شیرینی کار
لطفا صبر کنید...
